1
00:00:12,759 --> 00:00:14,362
<i>حس می‌کنم خیلی</i>
<i>به فرودگاه نزدیکیم.</i>

2
00:00:14,461 --> 00:00:16,066
<i>نزدیک فرودگاهیم دیگه، نه؟</i>

3
00:00:16,165 --> 00:00:18,136
<i>قشنگ بوی بنزین هواپیما</i>
<i>میره تو دماغم.</i>

4
00:00:18,336 --> 00:00:20,508
بچه‌ها حواستون پیِ چیزای چِرته،
این لحافو ببینین!

5
00:00:20,675 --> 00:00:23,212
کل مسیر داشتی راجع به این
زر می‌زدی؟ این پتوی گنده؟

6
00:00:23,213 --> 00:00:25,885
پتو چیه، پتو نیست!
این «لحاف اسطوره‌ها»ست!

7
00:00:26,185 --> 00:00:29,292
هر تیکه‌ش نماد
خفن‌ترین اتفاقِ

8
00:00:29,491 --> 00:00:30,595
جشنواره رنسانس اون ساله.

9
00:00:30,728 --> 00:00:32,665
- ایول، حرکت باحالیه.
- هوم.

10
00:00:32,666 --> 00:00:34,302
صبر کن ببینم،
راهی هست ما هم بریم رو این لحاف؟

11
00:00:34,468 --> 00:00:36,239
آره، جا خالی داره.

12
00:00:36,439 --> 00:00:38,910
کل راه تا اینجا داشتم همینو
تو مختون می‌کردم دیگه!

13
00:00:38,911 --> 00:00:40,880
- ایول، خیلی خفنه پسر!
- جام اون بالاست، می‌فهمی؟

14
00:00:40,881 --> 00:00:42,418
- کلاً نادیده گرفتمش.
- اون یارو فازش چیه

15
00:00:42,552 --> 00:00:44,454
با اون گیتار آووکادوییه؟
اون کیه اصلاً؟

16
00:00:44,455 --> 00:00:46,893
نه بابا، اون یه «بارد»ـه، سازشم لوته.

17
00:00:46,894 --> 00:00:49,765
یارو راست کرده، بعد تو می‌گی سازش فلوته؟
(چارلی اینجا بارد رو هارد می‌شنوه)

18
00:00:49,766 --> 00:00:51,201
نه، لوووت!

19
00:00:51,202 --> 00:00:53,006
آره، ولی زنا رو اون بالا زیاد نمی‌بینم.

20
00:00:53,239 --> 00:00:56,112
خب معلومه دی، چون زنا
هیچ قصه‌ای رو پیش نمی‌برن. هیچ‌وقتم نبردن.

21
00:00:56,245 --> 00:00:57,515
- آره دقیقاً.
- چرا چرت و پرت می‌گین؟

22
00:00:57,649 --> 00:01:00,086
زنا مرکز کلی قصه‌ن!

23
00:01:00,253 --> 00:01:01,289
یکیشو بگو.

24
00:01:01,455 --> 00:01:03,058
- آره، بگو.
- راپونزل.

25
00:01:03,059 --> 00:01:05,030
خیلی بی‌دست‌وپا و منفعله، دی.

26
00:01:05,230 --> 00:01:07,601
یه زنیکه یه گوشه تو برج نشسته
تا مردا از موهاش برن بالا.

27
00:01:07,602 --> 00:01:09,672
- قصه رو همون موهه داره پیش می‌بره به نظرم.
- دقیقاً.

28
00:01:09,673 --> 00:01:11,242
- دیدی؟
- اصلاً اون داستانِ...

29
00:01:11,342 --> 00:01:13,178
یه شاهزاده با سیکس‌پک خفن.

30
00:01:13,179 --> 00:01:15,216
- داستان اونه اصلاً.
- آره، موهه فقط وسیله‌ست واسه...

31
00:01:15,450 --> 00:01:17,888
اون یارو کون‌لخته با موش‌صحراییه داستانش چیه؟

32
00:01:17,889 --> 00:01:19,526
اون قدیمیه، ولش کن اصلاً.

33
00:01:19,626 --> 00:01:21,428
ولش کنم؟ اون که خفن‌ترینشونه!

34
00:01:21,429 --> 00:01:22,765
- چی شده مگه؟
- قشنگ وسط لحافه!

35
00:01:22,865 --> 00:01:25,637
- جریان چیه؟
- تو دهه هشتاد...

36
00:01:25,638 --> 00:01:29,244
که همه با گی‌ها چپ افتاده بودن،
یه سری شرّ و ور ساخته بودن...

37
00:01:29,345 --> 00:01:31,716
که مردم موش می‌کنن تو کونشون...

38
00:01:31,717 --> 00:01:33,153
- آها، یادم اومد.
- ...و همش کص‌شر بود.

39
00:01:33,319 --> 00:01:34,957
هیچ‌کدوم واقعی نبود.

40
00:01:35,190 --> 00:01:37,794
ولی حال کردم دیدم با سکس هم میشه
رفت تو تاریخ این لحاف!

41
00:01:37,795 --> 00:01:39,632
شاید یه امتحانی بکنم.

42
00:01:39,633 --> 00:01:41,869
- باشه.
- این نِردها فانتزی‌های سکسی عجیب‌غریبی دارن.

43
00:01:41,903 --> 00:01:43,372
- جدی؟
- کلاً یه بساطِ سکس زیرزمینی...

44
00:01:43,373 --> 00:01:44,976
اینجا به راهه. آره، سکسِ نِردها!

45
00:01:45,243 --> 00:01:47,148
- یعنی همه دارن همدیگه رو می‌کنن؟
- آره بابا، شدید!

46
00:01:47,347 --> 00:01:49,385
- نه، کثافت‌کاری راه نندازین دیگه!
- وقت خودنمایی ایناست دیگه.

47
00:01:49,586 --> 00:01:54,596
اینجا صحبت از جوانمردی
و شجاعت و سفر در زمانه!

48
00:01:54,696 --> 00:01:57,635
باید قشنگ غرق این دنیا بشی!

49
00:01:57,802 --> 00:01:59,505
<i>صبر کنین تا اژدها رد شه!</i>

50
00:01:59,506 --> 00:02:00,874
اژدها داریم؟ اون چی بود دیگه؟

51
00:02:06,252 --> 00:02:07,922
این چه گهی بود؟

52
00:02:07,923 --> 00:02:11,762
آره آره، یه خورده
به فرودگاه نزدیکیم.

53
00:02:11,763 --> 00:02:13,868
- آره.
- پسر، داشت صاف می‌شست رومون!

54
00:02:18,000 --> 00:02:23,500
فصل ۱۸ قسمت ۵
«گنگ به جشنواره رنسانس می‌ره»

55
00:02:24,500 --> 00:02:30,000
ترجمه از یوسف

56
00:02:38,183 --> 00:02:40,086
اول چیکار کنیم پایه‌این؟

57
00:02:40,286 --> 00:02:44,763
تبر پرت کنیم، دوئل نیزه بزنیم
یا لارپ، که یعنی رول‌پلیِ زنده،

58
00:02:44,863 --> 00:02:47,834
که خلاصه‌ش می‌شه زدنِ نِردها
با شمشیر اسفنجی.

59
00:02:47,835 --> 00:02:49,371
بچه‌ها، اینو ببینین!

60
00:02:49,372 --> 00:02:51,643
رفتم قبض پارکینگ رو مهر کردم،
رایگان شد!

61
00:02:51,743 --> 00:02:54,516
- حالا کی می‌گفت زن قصه رو پیش نمی‌بره؟
- باریکلا.

62
00:02:54,649 --> 00:02:56,554
- داستانِ چِرت.
- نه، کجاش چرته؟

63
00:02:56,753 --> 00:03:00,493
نخیرم، کاملاً اکتیو بودم! خودم پا پیش گذاشتم
و قضیه رو جمع کردم. پس...

64
00:03:00,494 --> 00:03:02,365
- کارو که اون یارو مهرزن کرده.
- آره، تو فقط اونجا وایساده بودی.

65
00:03:02,497 --> 00:03:04,503
نه، نمی‌فهمین چی می‌گم.
خیلی خب، من...

66
00:03:05,605 --> 00:03:07,040
- گمش کردم! فکر کنم افتاد زمین.
- آره دیگه، معلومه.

67
00:03:07,041 --> 00:03:09,078
طوری نیست. می‌دونین چیه؟
یه ثانیه به من وقت بدین.

68
00:03:09,278 --> 00:03:11,082
- برم بگردم پیداش می‌کنم.
- برو قبضتو بیار.

69
00:03:11,315 --> 00:03:12,651
عجب شاهکاری بود دی، مطمئنم تا
قرن‌ها از این حماسه‌ت حرف می‌زنن.

70
00:03:12,652 --> 00:03:14,855
آره، عجب داستانی.

71
00:03:14,890 --> 00:03:16,425
می‌گم بچه‌ها، من برم
یکی از اون سازای لوت پیدا کنم...

72
00:03:16,426 --> 00:03:18,296
- منم برم باهاش یکم راست کنم، نه؟
- چی؟!

73
00:03:18,496 --> 00:03:20,199
دلم می‌خواد از اون گیتار
آووکادویی‌ها دستم بگیرم، خب؟

74
00:03:20,200 --> 00:03:21,604
- می‌خوام بترکونم.
- ما رو ول می‌کنی؟

75
00:03:21,703 --> 00:03:23,541
آره، یه چرخی می‌زنم.

76
00:03:23,741 --> 00:03:26,746
آره، صحبت از راست‌کردن شد،
اون داف قرون‌وسطاییه بهم چشمک زد.

77
00:03:26,747 --> 00:03:28,015
کو؟

78
00:03:28,282 --> 00:03:29,820
همون که سینه‌های خفنی داره اونجا.

79
00:03:30,487 --> 00:03:31,755
باید برم تو کارش.

80
00:03:31,756 --> 00:03:33,627
- چی؟ تو هم ما رو ول می‌کنی؟
- برو تو کارش!

81
00:03:33,761 --> 00:03:35,798
مطمئن باشین از این حرکتِ من
داستان‌ها تعریف می‌کنن.

82
00:03:35,931 --> 00:03:38,503
به سوی دالان‌های لذت!

83
00:03:40,741 --> 00:03:42,077
درود بر تو!

84
00:03:42,512 --> 00:03:44,983
- چطوری؟
- نه به این زودی‌ها، سرورم.

85
00:03:45,551 --> 00:03:49,925
چرا که اگر در پیِ
لذات لطیفِ این جسم و گوشت هستی،

86
00:03:49,960 --> 00:03:53,200
باید با من طرف بشی،

87
00:03:53,432 --> 00:03:55,704
زیرا من کوین هستم!

88
00:03:56,172 --> 00:03:58,143
- کوین، آره؟ حله... اِ...
- بله.

89
00:03:58,477 --> 00:04:01,048
- اون مثلاً...
- بانو و معشوقه من؟

90
00:04:01,049 --> 00:04:02,952
- آره، زنته؟
- دقیقاً، خودِ خودشه.

91
00:04:02,953 --> 00:04:06,225
- ایول، دمت گرم.
- لیکن اگر طالبِ چشیدن هستی،

92
00:04:06,392 --> 00:04:08,830
رخصت داری جرعه‌ای بنوشی!

93
00:04:08,831 --> 00:04:10,234
- جدی می‌گی؟
- بله.

94
00:04:10,501 --> 00:04:12,506
- دمت گرم، چه فانتزی کثیفی داری پسر!
- بله.

95
00:04:12,638 --> 00:04:15,042
دمت گرم، فقط نکته‌ش چیه داش؟

96
00:04:15,043 --> 00:04:18,149
می‌خوای بشینی ببینی و جق بزنی،
یا وسطش می‌خوای بیای تو؟

97
00:04:18,449 --> 00:04:22,257
تنها شرط من چیستانی‌ست
تا شایستگی‌ات عیان گردد!

98
00:04:22,491 --> 00:04:25,797
آره بابا حله! چیستان بگو،
ببینم چی بارته.

99
00:04:25,798 --> 00:04:29,873
در سکوت گام برمی‌دارم،
گاهی در پیش، گاهی در پس،

100
00:04:29,973 --> 00:04:34,482
در نور محو می‌شوم و
یافتنم دشوار است.

101
00:04:34,616 --> 00:04:36,385
- من چیستم؟
- سایه‌ای؟

102
00:04:36,386 --> 00:04:38,390
- دقیقاً خودشم!
- دیدی خودشه!

103
00:04:38,557 --> 00:04:40,158
شایستگی‌ات اثبات شد.

104
00:04:40,159 --> 00:04:42,430
ایول، کار دیگه‌ای هم هست
یا تمومه؟

105
00:04:42,665 --> 00:04:43,801
همینه.

106
00:04:43,901 --> 00:04:45,670
حله داداش.
دمت گرم، کوین.

107
00:04:45,671 --> 00:04:49,110
عالیه. ناموسا شما نِردها هم
آدمای باحالی هستین.

108
00:04:49,111 --> 00:04:50,814
- خوش بگذره داداش.
- معلومه که می‌گذره!

109
00:04:52,885 --> 00:04:54,755
عجب بساط و سفره‌ای چیدن!

110
00:04:54,756 --> 00:04:56,358
سه مدل پیاز مختلف دارن!

111
00:04:56,359 --> 00:04:58,228
به کیرم فرانک!

112
00:04:58,229 --> 00:05:00,800
ما اومدیم اینجا واسه افتخار و بزرگی،
واسه اینکه بریم رو اون لحاف!

113
00:05:00,801 --> 00:05:03,206
به نظرت بذارن
مخلفات رو دوبل بزنیم؟

114
00:05:03,406 --> 00:05:05,545
چی؟ چه می‌دونم بابا.

115
00:05:05,978 --> 00:05:07,647
فرانک رینولدز؟

116
00:05:07,648 --> 00:05:11,054
- هان.
- پادشاه اذن حضور دادن.

117
00:05:11,055 --> 00:05:13,226
این نِرد فازش چیه فرانک؟
می‌خوای با یه مشت بخوابونم تو صورتش؟

118
00:05:13,426 --> 00:05:17,133
نه نه، این واسه منه.
با صاحب این خراب‌شده قرار گذاشتم.

119
00:05:17,334 --> 00:05:19,004
می‌خوام این خراب‌شده رو بخرم.

120
00:05:19,104 --> 00:05:20,841
می‌خوای کارناوال قرون وسطی بچرخونی؟

121
00:05:20,842 --> 00:05:23,212
نه بابا، می‌خوام لودر بندازم توش صافش کنم.

122
00:05:23,213 --> 00:05:26,553
می‌خوام بکوبم دیتاسنتر بسازم.
خب حالا ببین، گوش کن.

123
00:05:26,653 --> 00:05:28,958
تو همین‌جا تو صف وایسا،
یه املتِ پرملات واسم بگیر...

124
00:05:29,057 --> 00:05:31,060
تا خرخره هر کوفتی می‌ذارن بریز توش.

125
00:05:31,061 --> 00:05:33,700
من نمی‌خوام کل روز لنگِ
چهار تا دونه تخم‌مرغ تو صف بمونم داداش!

126
00:05:33,701 --> 00:05:36,371
- می‌خوام برم رو اون لحاف تخمی.
- ببین، ببین، بهت یه قولی می‌دم...

127
00:05:36,372 --> 00:05:40,515
تو املت پرملات رو واسم جور کن،
خودم می‌فرستمت رو لحاف.

128
00:05:40,748 --> 00:05:46,058
تازه می‌زنمش تو لابی دیتاسنتر
که همه ببینن.

129
00:05:47,093 --> 00:05:49,566
- جدی؟
- آره معلومه.

130
00:05:49,699 --> 00:05:51,871
- باشه، بهت اعتماد دارم.
- چرا؟!

131
00:05:52,003 --> 00:05:53,773
- ها؟ چی گفتی؟
- هیچی!

132
00:05:53,774 --> 00:05:55,578
- فقط املتو بگیر بیار، خب؟
- باشه.

133
00:05:55,811 --> 00:05:58,416
- من با این یارو می‌رم.
- آره، حله، برو.

134
00:06:03,694 --> 00:06:06,164
قضیه اون ناچوها چیه؟
به ما هم می‌رسه؟

135
00:06:06,165 --> 00:06:08,168
اونا ناچوی سلطنتی‌ان!

136
00:06:08,169 --> 00:06:09,906
یعنی هیچی دیگه؟

137
00:06:10,641 --> 00:06:13,614
پادشاه تشریف‌فرما می‌شوند!

138
00:06:13,780 --> 00:06:16,687
اوخ! وای!

139
00:06:17,054 --> 00:06:19,391
باید صاف تو صورتِ من شیپور بزنی؟

140
00:06:20,761 --> 00:06:26,138
خب... فرانک رینولدز،
کوتوله‌ی چندش‌آور، منو یادت میاد؟

141
00:06:27,575 --> 00:06:29,646
نه والا، بعید می‌دونم.

142
00:06:30,280 --> 00:06:31,683
حالا چی؟

143
00:06:32,918 --> 00:06:34,021
یا الان؟

144
00:06:35,023 --> 00:06:36,458
شماها از همون کارتن‌خوابای زیر پلین؟

145
00:06:36,593 --> 00:06:38,863
ما مک‌پویل‌ها هستیم، مادرسگ!

146
00:06:38,864 --> 00:06:41,334
عمراً اگه بذاریم دستت
به این زمین‌ها برسه!

147
00:06:41,335 --> 00:06:43,473
ما از دل این خاک برآمدیم،

148
00:06:43,941 --> 00:06:47,047
و چون آسمان فرود آید،
دوباره به کام آن فرو خواهیم رفت.

149
00:06:47,648 --> 00:06:49,552
همچون صدف‌ها در فصل جفت‌گیری!

150
00:06:49,553 --> 00:06:52,924
این خاک شکم مک‌پویل‌ها رو بیش از صد...

151
00:06:52,925 --> 00:06:55,095
<i>صبر کنین تا اژدها رد شه!</i>

152
00:06:55,096 --> 00:06:56,232
این چه کوفتیه...

153
00:06:56,800 --> 00:06:58,637
اوووه، اوه اوه.

154
00:07:02,110 --> 00:07:03,880
- ...ساله سیر کرده!
- سال‌هاست.

155
00:07:03,881 --> 00:07:07,087
حماقتِ رایان بود که
پیشنهاد تو رو جدی گرفت.

156
00:07:07,220 --> 00:07:09,190
من فقط گفتم ببینیم چی زر می‌زنه.

157
00:07:09,191 --> 00:07:10,459
دهن این پسره رو ببندین!

158
00:07:10,460 --> 00:07:12,831
خفه شو ابله!

159
00:07:12,832 --> 00:07:14,634
ببین، پدر و رایان با هم سرِ سنگینن...

160
00:07:14,635 --> 00:07:16,839
به خاطر سرمایه‌گذاری‌های تخمیِ گذشته‌ش.

161
00:07:16,840 --> 00:07:19,512
کلوپ ویدئویی، بولینگ...

162
00:07:19,513 --> 00:07:21,148
حالا هم این داستانِ دیتاسنتر!

163
00:07:21,149 --> 00:07:24,220
مایه ننگِ بیزنس خانوادگی‌مون شدم.

164
00:07:24,255 --> 00:07:25,857
حالا پسر اول و سوگلی منم.

165
00:07:25,858 --> 00:07:29,397
- فیلیپ، بزن!
- جلسه ملوکانه پایان یافت.

166
00:07:29,398 --> 00:07:30,466
اون شیپورو نزن!

167
00:07:31,970 --> 00:07:33,640
همین؟ یعنی نمی‌فروشین؟

168
00:07:33,641 --> 00:07:37,749
باشه، ولی شماها شرف ندارین!
دارم بهت می‌گما، شنیدی؟

169
00:07:37,948 --> 00:07:40,086
یه جو غیرت ندارین!

170
00:07:40,087 --> 00:07:41,488
- شرف؟
- شرف و غیرت.

171
00:07:41,589 --> 00:07:43,191
- شرفِ منو زیر سؤال می‌بری؟
- آره، می‌برم خوبشم می‌برم!

172
00:07:44,962 --> 00:07:48,001
تو نه، با تو نبودم.
تو پسر سوگلی، با توام!

173
00:07:49,839 --> 00:07:51,610
آها.

174
00:07:51,810 --> 00:07:55,750
خیلی خب، فرانکنشتاینِ کوتوله...
پدر رو پیشنهادت فکر می‌کنه...

175
00:07:55,751 --> 00:07:59,156
به شرطی که تو یه چالش ملوکانه حریفش بشی.

176
00:08:01,161 --> 00:08:04,401
انقدر این شیپورو نزن!
می‌کنمش تو کونت، ها!

177
00:08:04,569 --> 00:08:08,174
هر آن کس که پلک بزند، خواهد باخت!

178
00:08:08,175 --> 00:08:11,448
- مسابقه چشم‌توچشم؟
- پلک بزنی، باختی!

179
00:08:11,950 --> 00:08:13,086
سوسول‌بازیه، ولی پایه هستم.

180
00:08:13,219 --> 00:08:16,391
نفرین بر تو باد،
ای گوهِ چندش‌آور!

181
00:08:16,392 --> 00:08:22,705
الهی چشمات مثل ساقه‌طلایی خشک بشه
و مثل شن بیابون قرچ‌قروچ کنه!

182
00:08:22,706 --> 00:08:26,112
داداش، راه داره من
بیام جلوی تو تو صف؟

183
00:08:26,211 --> 00:08:28,349
نه، تا الان سه‌بار صفو زدی به هم.

184
00:08:28,650 --> 00:08:30,887
می‌دونم، آخه کارم گیره...

185
00:08:30,888 --> 00:08:33,191
- همه کار دارن داداش.
- آره آره، درسته.

186
00:08:34,996 --> 00:08:38,068
اگه یه چوب دستم بود
می‌زدم تو دهنت: «بام، بوم، شترق!»

187
00:08:38,069 --> 00:08:41,040
منم می‌گفتم: «دفاع، میدان محافظ،
وردِ ضدحمله!»

188
00:08:41,041 --> 00:08:43,446
- اون‌وقت که خودت ضربه می‌خوری نِردِ اسکل!
- نخیرم نمی‌خورم.

189
00:08:43,647 --> 00:08:45,215
ضربه رو می‌زنم به تو،

190
00:08:45,216 --> 00:08:47,020
چون تو قرون وسطی میدان محافظ
وجود نداشته، نِرد!

191
00:08:47,153 --> 00:08:49,858
- رنسانس!
- رنسانس؟

192
00:08:49,859 --> 00:08:52,530
دوران رنسانسه احمق،
اینجا فستیوال رنسانسـ...

193
00:08:52,531 --> 00:08:54,535
تو الف شدی، الف مال چه دوره تخمی‌ایه؟

194
00:08:54,536 --> 00:08:57,006
ما زمان‌پیمایان زمان نمی‌شناسیم.

195
00:08:57,541 --> 00:08:59,043
- ما در تمام ادوار حضور داریم.
- شترق!

196
00:08:59,044 --> 00:09:00,715
- دفاع! میدان محافظ!
- گرومپ!

197
00:09:01,115 --> 00:09:03,486
- تو پوزت!
- دفاع! میدان محافظ! وردِ ضدحمله!

198
00:09:03,920 --> 00:09:07,059
- ریدم پس‌کله هرچی نِرده، کلافه شدم!
- هوی!

199
00:09:07,060 --> 00:09:08,562
ببین چی گیر آوردم!

200
00:09:17,681 --> 00:09:19,183
ایول، چیز مالیه.

201
00:09:19,184 --> 00:09:21,255
خیلی خفنه پسر!
تو چه غلطی می‌کنی اینجا؟

202
00:09:21,355 --> 00:09:24,763
فرانک منو فرستاده پیِ یه
ماموریت تخمی واسه املت!

203
00:09:24,962 --> 00:09:28,301
داداش، پسر، یادته اون دافیه
که اولش رفتم تو نخش؟

204
00:09:28,302 --> 00:09:30,541
خیلی داف بود، کردمش و...

205
00:09:30,707 --> 00:09:33,513
ایول، اون سازه رو گرفتی؟
اسمش چی بود، لوت؟

206
00:09:33,680 --> 00:09:35,315
- آره. می‌دونی چیه؟
- آره.

207
00:09:35,316 --> 00:09:37,354
باید یه آهنگ بخونی
درباره اون دافِ حسابی که همین الان کردمش!

208
00:09:37,588 --> 00:09:39,290
- پسر اصلاً یه وضعی...
- آره ولی من صحنه رو ندیدم داداش،

209
00:09:39,291 --> 00:09:40,861
- یکم ضایع‌ست.
- داداش مثل این بود که...

210
00:09:40,862 --> 00:09:41,963
می‌تونم با تمام جزییاتش برات تعریف کنم.

211
00:09:41,964 --> 00:09:43,601
اون‌وقت خودت دهنت وا می‌مونه...

212
00:09:43,867 --> 00:09:50,547
- ♪ ساز من لوته، نه چنگِ حیله و کلک ♪
- نه، از خودم درنیاوردم!

213
00:09:50,681 --> 00:09:56,358
- ♪ کص‌شعر می‌بافم از خودم، کشکی و بی‌کلک ♪
- به هر حال، داری از افتخاراتم شعر می‌گی!

214
00:09:56,359 --> 00:09:58,394
باید خیلی حواست به این چیزا باشه...

215
00:09:58,395 --> 00:10:01,770
چون خالی‌بندی تبدیل به غیبت،
غیبت تبدیل به شایعه می‌شه.

216
00:10:01,870 --> 00:10:03,139
- آره.
- یهو چشم باز می‌کنی می‌بینی...

217
00:10:03,239 --> 00:10:04,709
تو هم شدی همون یارو که
موش تو کونش کردن!

218
00:10:04,809 --> 00:10:06,177
داستان تا آخر عمرت ولت نمی‌کنه.

219
00:10:06,178 --> 00:10:08,081
- اوکی، همچین گهی نمی‌خوام بخورم.
- بچه‌ها!

220
00:10:08,082 --> 00:10:11,689
باورتون نمیشه همین الان
چه بلایی سرم اومد!

221
00:10:11,690 --> 00:10:13,492
- چی؟
- بنال ببینم چی شد؟

222
00:10:13,493 --> 00:10:15,564
داشتم می‌رفتم دنبال
قبض پارکینگِ گم‌شده، خب؟

223
00:10:15,764 --> 00:10:18,937
تا دولا شدم از رو زمین برش دارم،
اسبه با یه جفتک شل‌وپلم کرد!

224
00:10:19,137 --> 00:10:20,340
- خب.
- باشه.

225
00:10:21,142 --> 00:10:24,113
- همین؟
- پشم‌ریزون نبود خدایی؟ کف نکردین؟

226
00:10:24,114 --> 00:10:26,452
موضوع اینه داستانش پشم‌ریزونه
و خودم این داستان رو پیش بردم!

227
00:10:26,686 --> 00:10:29,391
- نه بابا، تو هیچ گهی رو پیش نبردی.
- اسبه ماجرا رو پیش برد، آره!

228
00:10:29,392 --> 00:10:32,262
دی، لگد خوردن از اسب
داستان ساختن نیست که!

229
00:10:32,263 --> 00:10:34,433
اگه کسی این قصه رو دست گرفته باشه،
اون اسبه‌ست!

230
00:10:34,434 --> 00:10:36,606
تو اون داستان قهرمان اسبه‌ست.

231
00:10:36,607 --> 00:10:38,208
آره، قهرمان اسبه‌ست دیگه!

232
00:10:38,209 --> 00:10:40,312
آره، اصلاً نمی‌شه دربارش شعر خوند.

233
00:10:40,313 --> 00:10:42,584
- راهی واسه ردیف کردنش تو شعر نیست.
- شعری درباره یه اسب، درسته؟

234
00:10:42,585 --> 00:10:45,056
که داشت زندگیشو می‌کرد و
حق هم داشت شاکی بشه...

235
00:10:45,189 --> 00:10:47,293
از یه زن رو مخ و بی‌خاصیت،

236
00:10:47,294 --> 00:10:49,631
و مجبور شد با جفتک شوتش کنه اون‌ور!

237
00:10:52,036 --> 00:10:53,372
شایدم شعر خفنی بشه ها!

238
00:10:55,443 --> 00:10:57,547
- در حد «مستر اد»، اون اسب سخنگوئه که نمی‌شه...
- آره، اون که مستر اد نیست.

239
00:10:57,548 --> 00:11:00,387
- آره، داستان مالی نیست.
- گوه نخور نِرد، حواست به صف باشه.

240
00:11:01,221 --> 00:11:03,358
- باشه، باشه.
- می‌دونی چیه؟

241
00:11:03,359 --> 00:11:04,996
بیا بریم اون دافه رو نشونت بدم،
خیلی دلم می‌خواد قیافه‌شو ببینی...

242
00:11:05,096 --> 00:11:06,131
- آره، منم شعرشو می‌خونم...
- اونم برات تعریف می‌کنه!

243
00:11:06,298 --> 00:11:07,601
<i>صبر کنین تا اژدها رد شه!</i>

244
00:11:13,145 --> 00:11:16,350
- آخ، وِرد ضدضربه! ورد ضدضربه!

245
00:11:16,351 --> 00:11:20,459
<i>اندرین خیمه که داف را سرویس کردی</i>
- آره، همین‌جاست، همین چادره.

246
00:11:20,460 --> 00:11:22,531
خیلی خب بابا، آروم بگیر.

247
00:11:22,532 --> 00:11:24,568
- این...
- یا ابوالفضل، این چه بوی گندیه پسر؟

248
00:11:24,569 --> 00:11:26,738
- آره بوی عن میده. چیه این؟
- نکنه...

249
00:11:26,739 --> 00:11:28,542
- نمی‌دونم، انگار...
- تو تو این لجن‌زار سکس کردی ناموساً؟

250
00:11:28,543 --> 00:11:30,514
آره... بو از تو همین چادر میاد.

251
00:11:30,515 --> 00:11:32,819
ولی موقعی که من توش بودم
اینجوری نبودا!

252
00:11:32,985 --> 00:11:34,722
یعنی یکم این بو رو می‌داد، ولی...
الان خیلی بدتر شده...

253
00:11:34,723 --> 00:11:36,760
- داداش بو سگ مرده میده!
- ...می‌فهمی چی می‌گم؟

254
00:11:36,859 --> 00:11:38,129
هوا داره گرم‌تر می‌شه،
واسه همین توش داره...

255
00:11:38,262 --> 00:11:39,496
- قشنگ دم می‌کشه و می‌گنده.
- چقدر کثافت و حال‌به‌هم‌زنه!

256
00:11:39,497 --> 00:11:42,137
وایسا! با توأم مرتیکه!

257
00:11:42,738 --> 00:11:45,142
خیلی از دستت شاکیم!

258
00:11:45,309 --> 00:11:48,884
این شوهرشه، کوین، ولی موردی نداره.
اینا از این فانتزی‌های جنسی انحرافی دارن.

259
00:11:49,084 --> 00:11:51,487
همه‌چی ردیفه. چطوری کوین؟
فکر می‌کردم با هم اوکی شدیم!

260
00:11:51,522 --> 00:11:53,627
- آره، اوکی بودیم...
- خب؟

261
00:11:53,827 --> 00:11:58,002
...تا وقتی که مثل دزد تو تاریکی شب
بی‌حساب‌کتاب جیم زدی رفتی!

262
00:11:58,369 --> 00:12:00,506
پول؟ نه نه نه، فکر کردم... یه ثانیه وایسا،

263
00:12:00,507 --> 00:12:03,078
تو گفتی فقط چیستان رو جواب بدم
می‌تونم زنتو بکنم!

264
00:12:03,079 --> 00:12:04,048
زن من؟!

265
00:12:04,381 --> 00:12:09,057
نخیر، کارمندمه!
یا به قول معروف، جنده‌مه.

266
00:12:09,157 --> 00:12:12,164
چیستان فقط بلیط ورودت
به این چادر بود!

267
00:12:12,263 --> 00:12:16,806
واسه خودِ کار باید ۱۰۰ کوئید
پیاده می‌شدی،

268
00:12:16,973 --> 00:12:19,411
تازه چون خارج از منو هم حرکات زدی،

269
00:12:19,745 --> 00:12:22,517
نرخش می‌شه ۱۵۰ کوئید!

270
00:12:22,518 --> 00:12:24,488
خب آدم باید دست‌فرمون خودشو بره،
می‌فهمی چی می‌گم؟

271
00:12:24,755 --> 00:12:27,728
- آره آره.
- نمی‌فهمم چی می‌گی آقا!

272
00:12:28,029 --> 00:12:30,365
ایشون باتجربه‌ترین کنیزکِ منه،

273
00:12:30,366 --> 00:12:35,343
دیدم چطور گیج و غمگین
و داغون افتاده گوشه چادر!

274
00:12:36,078 --> 00:12:39,083
خیلی خب بابا، پولتو می‌دم
تموم شه بره پی کارش.

275
00:12:39,084 --> 00:12:41,555
اپل‌پی داری؟ ونمو داری چی داری؟

276
00:12:41,556 --> 00:12:42,925
«زِل» می‌گیرم.

277
00:12:43,025 --> 00:12:44,326
اکانت ونموم به گای سگ رفته الان.

278
00:12:44,327 --> 00:12:46,163
- باشه، با همون زِل می‌زنم.
- اوکی.

279
00:12:46,164 --> 00:12:47,600
- می‌خوای شعر اینم بخونم؟
- بیا با زل بزنیم.

280
00:12:47,601 --> 00:12:49,573
آره، اینم شعر کن بخون!

281
00:12:52,410 --> 00:12:55,382
چی؟ نه نه، این تیکه‌شو
شعر نکن دیگه!

282
00:12:55,383 --> 00:12:57,419
- از این بخون که چطور...
- خب واقعیت همینه دیگه!

283
00:12:57,420 --> 00:12:59,257
نه آخه داف بود و...

284
00:12:59,258 --> 00:13:01,094
خارج از منو عمل کردی پسر،
زنه رو معذب کردی و حالشو به هم زدی!

285
00:13:01,095 --> 00:13:03,700
خیلی خب، می‌دونی چیه؟
اه، ریدم تو این شانس!

286
00:13:04,334 --> 00:13:07,809
ببین چیکار می‌کنم:
میرم یه داف دیگه پیدا می‌کنم، خب؟

287
00:13:08,008 --> 00:13:11,515
حتی داف‌تر! یکی که هیچ
ربطی به این کوین نداشته باشه، خب؟

288
00:13:11,516 --> 00:13:14,588
حالا ببین کی بهت گفتم،
می‌کنمش و تو هم وایمیستی تماشا می‌کنی،

289
00:13:14,589 --> 00:13:16,457
شعرشم می‌خونی،

290
00:13:16,458 --> 00:13:18,731
حسابی جزییاتشو می‌دوزن رو لحاف!

291
00:13:18,963 --> 00:13:21,569
کوین، مشکلی نداره یکم بعد
باز از چادرت استفاده کنیم؟

292
00:13:21,570 --> 00:13:23,438
نه، با ۱۵ کوئید اوکیه.

293
00:13:23,439 --> 00:13:24,708
- هنوزم سر درنمیارم این «کوئید» چه کوفتیه، ولی...
- بازم داری...

294
00:13:24,709 --> 00:13:25,911
همون ۲۰ دلاره تقریباً.

295
00:13:26,044 --> 00:13:27,180
تقریباً همونه دیگه.

296
00:13:27,313 --> 00:13:29,117
خب مثل آدم بگو ۲۰ دلار دیوث!

297
00:13:29,317 --> 00:13:32,456
آره آره، اصلاً فکر نکنین
دارم کار خاصی می‌کنم!

298
00:13:32,457 --> 00:13:34,929
این هنر منه، افتاد؟

299
00:13:47,053 --> 00:13:49,091
خیلی از جادوهای اِلفی
با حرکات دست شروع می‌شه.

300
00:13:49,290 --> 00:13:50,728
خیلی شبیه رقص هولاست،

301
00:13:50,994 --> 00:13:52,865
اگه هاوایی رفته باشی و
چیزی ازش بلد باشی.

302
00:13:52,998 --> 00:13:55,604
- آره، فک کنم نوبت توئه.
- نخیر.

303
00:14:02,851 --> 00:14:06,258
این املت قراره قدرت‌های منو
چند برابر قوی‌تر کنه،

304
00:14:06,358 --> 00:14:09,431
چون تخم‌مرغ چیه؟
بچه مرغه دیگه!

305
00:14:22,390 --> 00:14:25,329
فرانک، فرانک!
اون املت مسخره‌ت رو گرفتم... اوه!

306
00:14:25,330 --> 00:14:27,399
- پلک زد! تو پلک زدی!
- نه، من اصلاً پلک نزدم!

307
00:14:27,400 --> 00:14:29,972
- من بردم! پلک زدی!
- نزدم! پیروزی از آن ماست!

308
00:14:30,072 --> 00:14:31,708
- پلک زدی! پلک زدی!
- سکوت! خفه شید!

309
00:14:31,709 --> 00:14:33,713
تنها یه راه واسه فیصله دادنش هست!

310
00:14:34,414 --> 00:14:37,955
باید در مسابقه نیزه‌بازی
با اسب و نیزه روبروی من بایستی!

311
00:14:40,193 --> 00:14:44,201
یا خدا، انقدر این شیپورو نزن!
گمشو بابا، من سوار اسب نمی‌شم داش.

312
00:14:44,367 --> 00:14:46,204
وایسا فرانک، بذار من برم!

313
00:14:46,205 --> 00:14:49,210
کل روز دنبال همین فرصت بودم!
بذار پوز این نِردها رو بمالم به خاک.

314
00:14:49,211 --> 00:14:50,814
این سرنوشتِ منه!

315
00:14:51,081 --> 00:14:53,452
خیلی خب، مَک به جای من
سوار اسب می‌شه،

316
00:14:53,553 --> 00:14:58,662
اما اگه برد،
باید زمینو به من بفروشی.

317
00:14:58,697 --> 00:15:00,834
به کلم‌های توی روده‌م قسم،

318
00:15:01,134 --> 00:15:02,872
همین خواهد شد، لیکن...

319
00:15:03,038 --> 00:15:04,942
- پسر سوگلی!
- آره جونم.

320
00:15:07,346 --> 00:15:09,586
- بگو...
- خیلی خب ‌فرانکنشتاینِ کوتوله، اما اگه ما بردیم،

321
00:15:09,886 --> 00:15:11,889
- یه دونه چشم می‌گیریم!
- چی؟!

322
00:15:11,890 --> 00:15:13,861
- یه چشم.
- تازه نه هر چشمی!

323
00:15:14,027 --> 00:15:15,462
چشمای قهوه‌ای و معصومِ مک!

324
00:15:15,463 --> 00:15:17,533
حالا بلند شو وایسا.

325
00:15:17,534 --> 00:15:19,103
کیرم توش، عمراً!

326
00:15:19,104 --> 00:15:21,241
پس چی شد اون همه گنده‌گوزی
درباره شجاعت و سرنوشت؟

327
00:15:21,441 --> 00:15:23,614
اون مال قبل از این بود که
حرف از درآوردن چشمِ تخمیم بشه مرد حسابی!

328
00:15:23,713 --> 00:15:25,350
وایسا وایسا، فقط یه چشمه دیگه، نه؟

329
00:15:25,449 --> 00:15:27,887
- فقط یکی، یه چشم.
- یه دونه چشمه بابا، فقط یکی!

330
00:15:27,888 --> 00:15:31,830
فرانک، یارو کلم‌های توی روده‌شو گرو گذاشته!

331
00:15:31,963 --> 00:15:33,331
- باارزشه داداش!
- فکر نکنم...

332
00:15:33,332 --> 00:15:34,769
تو معامله بشه به این مرتیکه اعتماد کرد.

333
00:15:34,935 --> 00:15:36,238
مرضت چیه آخه؟

334
00:15:36,338 --> 00:15:37,907
می‌خوای بری رو اون لحاف تخمی یا نه؟

335
00:15:37,908 --> 00:15:42,083
بهت قول شرف می‌دم ببری،
میری رو لحاف.

336
00:15:42,383 --> 00:15:43,920
- اونم وسطش!
- قول می‌دی؟

337
00:15:44,187 --> 00:15:45,691
قول می‌دم.

338
00:15:46,091 --> 00:15:47,727
- باشه، می‌رم.
- آخیش!

339
00:15:51,201 --> 00:15:53,539
یا ابلفضل، شیپورو خفه کن دیگه!

340
00:15:53,540 --> 00:15:55,876
آره، تعرفه پارکینگ رو هم گرون کردن،

341
00:15:55,877 --> 00:15:57,780
چون قبض‌ها رو مهر نمی‌کنن.

342
00:15:57,781 --> 00:15:59,084
خب، اون واقعاً...

343
00:15:59,552 --> 00:16:01,455
عالی بود، خیلی خوب حال دادی...

344
00:16:01,857 --> 00:16:03,527
آره.

345
00:16:03,861 --> 00:16:06,798
یه بار دیگه بپرسم، تو
که جنده نبودی دیگه، نه؟

346
00:16:06,799 --> 00:16:08,401
چرا هی اینو می‌پرسی؟

347
00:16:08,402 --> 00:16:11,175
همین‌طوری، فقط می‌خواستم مطمئن بشم.

348
00:16:11,576 --> 00:16:13,847
خلاصه، تعریف کردنش خیلی فاز میده مگه نه؟

349
00:16:14,414 --> 00:16:16,753
می‌خوای... می‌خوای دربارش حرف بزنی؟

350
00:16:17,287 --> 00:16:19,959
معلومه! به نظرم باید از این حماسه
تعریف کنم، آره!

351
00:16:20,192 --> 00:16:21,461
می‌شه به کسی نگی؟

352
00:16:21,562 --> 00:16:24,067
- چرا؟ چی شده مگه؟
- چی شده؟

353
00:16:25,637 --> 00:16:27,741
من شوهر دارم.

354
00:16:28,242 --> 00:16:30,680
ای بابا، شوهر داری.

355
00:16:30,681 --> 00:16:36,592
شوهرم تصادف کرده،
دیگه... چیزش کار نمی‌کنه...

356
00:16:37,160 --> 00:16:38,395
کیرش؟

357
00:16:38,529 --> 00:16:41,468
خیلی وقته که ما با هم...

358
00:16:41,569 --> 00:16:46,746
- می‌فهمم.
- و این اصلاً یه افتضاح به تمام معنا بود!

359
00:16:47,013 --> 00:16:51,990
- اونقدرام تخمی نبودا!
- تازه اینجا هم بوی سگ میده!

360
00:16:52,791 --> 00:16:55,830
- اصلاً غلط کردم این کارو کردم.
- بوش خوب نیست، ولی اونقدارم...

361
00:16:57,300 --> 00:16:59,671
بد نبود که! خدایی...

362
00:16:59,672 --> 00:17:01,609
عالی بود که!

363
00:17:03,513 --> 00:17:05,216
داداش، این صحنه...

364
00:17:05,584 --> 00:17:08,222
واقعاً حالمو به هم زد.
اصلاً نمی‌تونم دربارش شعر بخونم.

365
00:17:08,455 --> 00:17:10,093
خیلی خب، نخون به درک!

366
00:17:10,326 --> 00:17:13,365
لطفاً دیگه هیچ‌وقت ازم نخواه
موقع تلمبه زدنات کنارت وایسم!

367
00:17:13,533 --> 00:17:15,502
- هیچ‌وقتِ هیچ‌وقت!
- باشه.

368
00:17:15,503 --> 00:17:18,510
اینجا چقدر بو گوه میده داداش!
این چه بوییه آخه؟

369
00:17:18,676 --> 00:17:20,312
کار من نیست که داداش.

370
00:17:20,313 --> 00:17:22,283
مطمئنم صد نفر قبل ما اینجا برنامه داشتن.

371
00:17:22,483 --> 00:17:26,458
وای خدا... پسر نمی‌دونم اصلاً بعد از
این بازم بتونیم با هم رفیق باشیم یا نه.

372
00:17:26,960 --> 00:17:28,195
باشه، حله.

373
00:17:28,328 --> 00:17:29,898
باورم نمی‌شه چه بلاهایی سر مردم میاری!

374
00:17:29,899 --> 00:17:32,638
نمی‌خوای سیکتیر کنی بیرون؟

375
00:17:37,681 --> 00:17:39,818
- بذار اون یه حرکتو برات توضیح بدم، من...
- اصلاً نمی‌خوام بدونم!

376
00:17:39,819 --> 00:17:41,788
- حالم از این کثافت‌کاریات به هم می‌خوره!
- فقط می‌خوام بدونی که...

377
00:17:41,789 --> 00:17:43,159
- اومد! چطوری داش؟
- به، چه خبره اینجا؟

378
00:17:43,392 --> 00:17:44,494
این مسخره‌بازی چیه دیگه؟

379
00:17:44,628 --> 00:17:46,999
مک قراره با لیام مک‌پویل دوئل نیزه بزنه.

380
00:17:47,233 --> 00:17:51,641
اگه ببره، این خراب‌شده رو می‌خرم
می‌کنمش دیتاسنتر.

381
00:17:51,642 --> 00:17:53,846
- آها، اوکی.
- باحاله. اگه ببازه چی؟

382
00:17:53,847 --> 00:17:55,550
چشمشو از کاسه درمیارن.

383
00:17:57,821 --> 00:17:59,124
پشمام!

384
00:17:59,357 --> 00:18:01,161
اوه اوه!

385
00:18:01,294 --> 00:18:02,730
- قشنگ تو فاز قرون وسطاست!
- آره، بدجور.

386
00:18:02,731 --> 00:18:04,534
- آره.
- شما دو تا چه گهی می‌خوردین؟

387
00:18:04,535 --> 00:18:07,239
اصلاً دلم نمی‌خواد راجع بهش حرف بزنم، فقط...

388
00:18:09,812 --> 00:18:12,316
- کیرم دهن اون یارو با اون شیپورش!
- آره واقعاً.

389
00:18:12,317 --> 00:18:16,156
لردها و بانوهای گرامی!

390
00:18:16,157 --> 00:18:19,797
نبرد نیزه‌داران در آستانه آغاز است!

391
00:18:28,115 --> 00:18:30,653
مبارزان، آماده شوید!

392
00:18:30,654 --> 00:18:33,225
پسرمو نگا!

393
00:18:33,325 --> 00:18:36,699
ای جان، پسر خودم، سوگلیِ من...

394
00:18:37,635 --> 00:18:40,406
می‌گم مک تا حالا اصلاً سوار اسب شده؟

395
00:18:41,141 --> 00:18:42,677
- عمرا اگه بدونم.
- بعید می‌دونم شده باشه.

396
00:18:42,778 --> 00:18:44,714
- کونش پاره‌ست، جر می‌خوره!
- فکر کنم آره.

397
00:18:44,715 --> 00:18:46,117
شروع!

398
00:18:57,641 --> 00:18:58,875
دیدی گفتم؟

399
00:18:58,910 --> 00:19:00,379
دیتاسنتر هم به گا رفت!

400
00:19:06,291 --> 00:19:07,594
پشمام!

401
00:19:09,397 --> 00:19:11,801
چشم در برابر چشم!

402
00:19:14,942 --> 00:19:16,845
چشمم!

403
00:19:16,846 --> 00:19:18,081
رایان!

404
00:19:19,819 --> 00:19:22,324
کور شدم!

405
00:19:22,524 --> 00:19:25,697
چه خفتی! چه فاجعه‌ای!

406
00:19:25,864 --> 00:19:29,706
نفس بکش! بکش بالا...
سعی کن با چشمت هورت بکشی داخل!

407
00:19:29,872 --> 00:19:31,341
می‌تونی؟ تو نمیره لعنتی!

408
00:19:31,474 --> 00:19:33,513
چه کسی پشت این نیرنگ و پدرسوخته‌بازیه؟

409
00:19:34,414 --> 00:19:36,986
من بودم، بانو دی!

410
00:19:37,453 --> 00:19:43,031
همه‌کاره، خیمه‌شب‌باز اعظم
و کسی که فرمون کل قصه دستش بود!

411
00:19:43,231 --> 00:19:44,568
انتقاممونو می‌گیریم!

412
00:19:44,701 --> 00:19:46,771
هیشکی حق نداره با مک‌پویل‌ها دربیفته!

413
00:19:46,772 --> 00:19:50,946
بهتره زودتر فلنگو ببندیم و گمشیم از اینجا!

414
00:19:50,947 --> 00:19:53,986
من سر در نمیارم چی شده،
ولی دی، بدجور فاز برداشتی!

415
00:19:53,987 --> 00:19:55,489
نمی‌خوای یه توضیحی بدی؟

416
00:19:55,490 --> 00:19:58,428
لنگیدنم الکی بود، همه‌شو فیلم بازی کردم!

417
00:19:58,429 --> 00:19:59,799
- واسه چی آخه، دی؟
- آره، چرا؟

418
00:19:59,898 --> 00:20:03,172
بچه‌ها، اصلاً اسبه به من جفتک نزده بود!

419
00:20:03,606 --> 00:20:05,309
- چی داره...
- این چی زر می‌زنه واسه خودش؟

420
00:20:05,442 --> 00:20:06,745
- من اصلاً از هیچ گهی سر در نمیارم...
- منم نمی‌دونم.

421
00:20:06,746 --> 00:20:08,784
شماها گفتین زنا نمی‌تونن قصه رو پیش ببرن،

422
00:20:08,916 --> 00:20:11,054
منم پشت پرده کل این نقشه‌ها رو چیدم!

423
00:20:11,221 --> 00:20:13,125
<i>ببینین، داشتم زاغ‌سیاه فرانک رو چوب می‌زدم</i>

424
00:20:13,291 --> 00:20:16,765
<i>که شنیدم لیام گفت رایان</i>
<i>دیگه پیش باباش عزیز نیست.</i>

425
00:20:16,766 --> 00:20:19,336
از اون‌طرفم می‌دونم مک همیشه
گنده‌گوزی می‌کنه...

426
00:20:19,337 --> 00:20:22,010
<i>ولی تهش یه بزدلِ بی‌خایه بیشتر نیست،</i>
<i>عمراً چشمشو به خطر بندازه.</i>

427
00:20:22,276 --> 00:20:25,316
<i>واسه همین رایان رو خر کردم</i>
<i>جاشو باهاش عوض کنه.</i>

428
00:20:25,750 --> 00:20:28,088
<i>بعدشم که مک داشت هر گهی که واسه خودش می‌خورد،</i>

429
00:20:28,523 --> 00:20:31,361
رفتم یه قبض پارکینگ جدید گرفتم
مهرشم زدم!

430
00:20:31,796 --> 00:20:35,970
پس دیدین؟ هر اتفاقی که امروز افتاد
زیر سر من بود!

431
00:20:35,971 --> 00:20:37,474
کل قصه رو من چرخوندم!

432
00:20:37,908 --> 00:20:40,813
راست می‌گه.
دمت گرم دی، باید اعتراف کنم.

433
00:20:40,814 --> 00:20:44,453
همه‌ش راسته، واقعاً هم
داستان خفنی بود.

434
00:20:44,454 --> 00:20:46,123
- البته به جز تیکه قبض پارکینگ!
- منم می‌خواستم همینو بگم، آره.

435
00:20:46,124 --> 00:20:48,161
- آره، می‌تونستی اون کص‌شرو نگی.
- خودمم پشیمون شدم گفتمش.

436
00:20:48,162 --> 00:20:50,599
هی زور می‌زنی یه گهی از قبض پارکینگ
جا کنی تو داستان!

437
00:20:50,600 --> 00:20:52,270
تا از دهنم دراومد، خودمم با خودم گفتم
«داری چه زری می‌زنی آخه؟»

438
00:20:52,403 --> 00:20:53,839
- اون تیکه‌شو بیخیال شید.
- عیبی نداره.

439
00:20:53,840 --> 00:20:55,709
در هر صورت دی، اعتراف می‌کنم،
حقته واقعاً.

440
00:20:55,710 --> 00:20:56,811
فکر کنم امسال این تویی که
میری رو اون لحاف!

441
00:20:56,812 --> 00:20:58,082
آرههههه! دمت گرم!

442
00:20:58,381 --> 00:21:01,020
- <i>صبر کنین تا اژدها رد شه!</i>
- اه ریدم توش!

