﻿1
00:00:01,730 --> 00:00:03,730
‫« آنچه گذشت »

2
00:00:03,754 --> 00:00:05,756
‫یه مورد گروگان‌گیری
‫توی ایندیاناپلیس دارم.

3
00:00:05,840 --> 00:00:08,342
‫یه مرد مسلح،
‫مامور وام مسکنش رو گروگان گرفته.

4
00:00:08,426 --> 00:00:11,137
‫می‌خوام با فرد هکمن حرف بزنم.
‫اون داستانم رو پخش می‌کنه.

5
00:00:11,220 --> 00:00:12,555
‫- روی آنتن بردیش؟
‫- آره.

6
00:00:12,638 --> 00:00:14,366
‫یکی از سخت‌ترین تصمیماتی بود
‫که تا حالا مجبور شدم بگیرم.

7
00:00:14,390 --> 00:00:15,991
‫اما تهش شد
‫مهم‌ترین مصاحبه‌ی زندگیم.

8
00:00:16,015 --> 00:00:19,854
‫حالا گوش کن، فرد. من یه عذرخواهی
‫از خود اِم‌اِل هال می‌خوام.

9
00:00:19,937 --> 00:00:23,357
‫بعدش هم مصونیت قضایی کامل می‌خوام.
‫چندتا وکیل هم لازم دارم.

10
00:00:23,441 --> 00:00:25,776
‫جان راکلزهاوس و چارلز ویلسون.

11
00:00:25,860 --> 00:00:28,738
‫نظرت چیه این گزارش رو
‫در سطح کشوری پخش کنیم؟

12
00:00:28,821 --> 00:00:31,782
‫- اِم‌اِل عذرخواهی رو فرستاد؟
‫- تونی، داریم روش کار می‌کنیم.

13
00:00:31,866 --> 00:00:33,033
‫اِد، منم جین.

14
00:00:33,117 --> 00:00:35,870
‫اون پسره که گفتی، همون متخصصه.
‫فکر کنم بهش نیاز پیدا می‌کنیم.

15
00:00:35,953 --> 00:00:37,455
‫آقای هال. سلام، فرد هکمن هستم.

16
00:00:37,538 --> 00:00:41,041
‫سلام آقای هکمن. من عذرخواهی نمی‌کنم.

17
00:00:50,000 --> 00:00:52,000
‫« این برنامه از یک داستان واقعی الهام گرفته. »

18
00:00:54,000 --> 00:01:05,000


19
00:01:05,500 --> 00:01:07,500
‫« گروگانِ آمریکایی »

20
00:01:57,500 --> 00:02:04,500


21
00:02:05,000 --> 00:02:07,336
‫برای آنتونی کیریتسیس،
‫روز خیلی طولانی‌ای بوده.

22
00:02:07,419 --> 00:02:09,839
‫اما برای دیک هالِ وام‌دهنده،
‫حتی طولانی‌تر هم بوده.

23
00:02:09,922 --> 00:02:12,132
‫بیش از نُه ساعته که توسط کیریتسیس
‫گروگان گرفته شده.

24
00:02:12,216 --> 00:02:13,801
‫برق و سیستم گرمایشی قطع شدن،

25
00:02:13,884 --> 00:02:15,737
‫و به خاطر حجم بالای تماس‌های مردمی...

26
00:02:15,761 --> 00:02:18,764
‫واسم مهم نیست.
‫نمی‌تونن با این کارا بیرونم بکشن.

27
00:02:19,682 --> 00:02:21,600
‫تا چند روز آب و غذا دارم.

28
00:02:25,437 --> 00:02:26,689
‫اینجایی.

29
00:02:32,945 --> 00:02:34,530
‫لعنتی.

30
00:02:34,613 --> 00:02:36,866
‫سال ۱۹۷۶ شش‌تا آبجو خوردم.

31
00:02:36,949 --> 00:02:40,202
‫از اون موقع دیگه لب به الکل نزدم.
‫اصلاً هم دلم واسش تنگ نشده.

32
00:02:42,204 --> 00:02:43,247
‫به چی زل زدی؟

33
00:02:44,999 --> 00:02:46,250
‫فقط تشنمه.

34
00:02:47,376 --> 00:02:49,962
‫مقامات به مذاکره با آقای کیریتسیس ادامه میدن،

35
00:02:50,045 --> 00:02:51,338
‫کسی که درخواست عذرخواهی کرده...

36
00:02:51,422 --> 00:02:52,798
‫دقیقاً همینطوره، عزیزم.

37
00:02:52,882 --> 00:02:55,593
‫طبق چیزی که من فهمیدم،
‫اون بحث‌های عذرخواهی با شرکت مریدین

38
00:02:55,676 --> 00:02:57,845
‫- هنوز در جریانه، درسته؟
‫- بله.

39
00:02:57,928 --> 00:02:59,013
‫ویتامین دی.

40
00:02:59,096 --> 00:03:00,848
‫همچنین درخواست مصونیتِ کامل کرده...

41
00:03:00,931 --> 00:03:02,224
‫از نرمی استخوان خبری نیست.

42
00:03:02,308 --> 00:03:03,869
‫درخواستی بی‌سابقه و بحث‌برانگیز

43
00:03:03,893 --> 00:03:06,270
‫که دفتر دادستانی همچنان داره
‫روش بحث و بررسی می‌کنه.

44
00:03:06,353 --> 00:03:08,355
‫در حالی که مذاکره‌کننده‌ها
‫خستگی‌ناپذیر دارن کار می‌کنن،

45
00:03:08,439 --> 00:03:11,859
‫پشت دیوارهای آپارتمان
‫سی۳۰۸ چیزی جز سکوت نیست.

46
00:03:11,942 --> 00:03:14,278
‫رادیو دبلیو‌آی‌بی‌سی. من داگ اوبراین هستم.

47
00:03:14,361 --> 00:03:16,572
‫ما رو در جریان بذار، داگ. ساعت ۶ صبحه.

48
00:03:16,655 --> 00:03:19,408
‫بعد از این، با بیگ مایک
‫و گزارش ترافیک برمی‌گردیم.

49
00:03:25,789 --> 00:03:28,542
‫می‌دونم حرف زدن در موردش سخته،
‫اما باید دوباره بپرسم.

50
00:03:28,626 --> 00:03:30,878
‫می‌تونی در مورد اتفاقی
‫که برای برادرت افتاده بهم بگی؟

51
00:03:30,961 --> 00:03:33,339
‫مگه دبلیو‌آی‌بی‌سی گوینده‌ی زن هم داره؟

52
00:03:35,507 --> 00:03:36,591
‫- بله.
‫- جدی؟

53
00:03:40,638 --> 00:03:42,848
‫داشتی می‌گفتی که نمی‌خوای شکایت کنی.

54
00:03:43,265 --> 00:03:46,685
‫آخه تا حالا نشنیده بودم
‫خبرنگار زن خبر بخونه.

55
00:03:46,769 --> 00:03:49,021
‫شاید مثلاً به‌ عنوان
‫گزارشگر هواشناسی توی تلویزیون.

56
00:03:50,814 --> 00:03:52,691
‫باربارا والترز.

57
00:04:01,909 --> 00:04:04,411
‫- خب، این اولین ماموریتمه.
‫- نه بابا؟

58
00:04:07,998 --> 00:04:10,751
‫می‌دونم که این باید
‫موقعیت غیرقابل‌تصوری باشه.

59
00:04:10,834 --> 00:04:12,670
‫- تو برادر داری؟
‫- نه.

60
00:04:12,753 --> 00:04:13,796
‫پس نمی‌فهمی.

61
00:04:18,257 --> 00:04:20,177
‫- آچار داری؟
‫- دیگه باید بری.

62
00:04:20,970 --> 00:04:23,639
‫آچار؟ من... می‌دونم که داری.

63
00:04:34,108 --> 00:04:37,945
‫تونی از این کارا زیاد می‌کنه.
‫شیر آبی که چکه می‌کنه، لامپِ سوخته.

64
00:04:38,737 --> 00:04:43,158
‫وقتی می‌فهمه من نیستم،
‫همه‌چی جادویی تعمیر یا عوض می‌شه.

65
00:04:52,751 --> 00:04:56,422
‫تونی فقط پولی رو می‌خواست که بهش بدهکار بودن.
‫این یه ملک خانوادگیه.

66
00:04:56,505 --> 00:04:59,466
‫می‌خواست سهمش رو از زمین بخره.
‫منظوری نداشت.

67
00:04:59,550 --> 00:05:00,426
‫چی کار کرد؟

68
00:05:00,509 --> 00:05:03,929
‫برادرام سر قیمت به توافق نرسیدن.
‫باید فقط پول رو بهش می‌دادن.

69
00:05:04,013 --> 00:05:05,264
‫اِفی، چی کار کرد؟

70
00:05:16,275 --> 00:05:17,609
‫بله، جری؟

71
00:05:19,028 --> 00:05:20,404
‫- همین الان اومد.
‫- سلام.

72
00:05:21,822 --> 00:05:24,950
‫آره. مثل همیشه تا ۳۰ دقیقه‌ی دیگه
‫می‌فرستمتش خونه.

73
00:05:25,909 --> 00:05:26,909
‫تو هم همینطور.

74
00:05:28,328 --> 00:05:31,248
‫- چه خبر؟
‫- هیچی، اِم‌اِل لاشیه.

75
00:05:31,331 --> 00:05:32,331
‫جدی؟

76
00:05:32,707 --> 00:05:36,503
‫آره. از فلوریدا برنمی‌گرده
‫و عذرخواهی هم نمی‌کنه.

77
00:05:36,587 --> 00:05:38,088
‫- حتی واسه پسر خودش؟
‫- حتی واسه پسر خودش.

78
00:05:38,172 --> 00:05:39,798
‫- نون می‌خوای؟
‫- آره. مرسی.

79
00:05:40,382 --> 00:05:42,509
‫- منو توی تلویزیون دیدی؟
‫- آره، دیدم.

80
00:05:43,010 --> 00:05:44,303
‫رالف بَس هم یه لاشیه.

81
00:05:44,386 --> 00:05:46,180
‫- اون چی کار کرد؟
‫- بابا، تدی به یه گوزن شلیک کرد.

82
00:05:46,263 --> 00:05:47,699
‫قرار نیست واسه‌ات تفنگ شکاری بخرم.
‫اصلاً حرفش رو هم نزن.

83
00:05:47,723 --> 00:05:49,141
‫- ابداً.
‫- ببخشید دیگه.

84
00:05:49,224 --> 00:05:50,642
‫- بهت که گفتم.
‫- خفه شو.

85
00:05:50,726 --> 00:05:51,935
‫- هی.
‫- هی.

86
00:05:52,019 --> 00:05:54,146
‫واسه اردوی علمی‌مون
‫رضایت‌نامه می‌خوام بابا.

87
00:05:54,229 --> 00:05:57,107
‫- جولی، من تمام روز خونه بودم.
‫- آخه می‌خوام بابا امضاش کنه.

88
00:05:59,568 --> 00:06:01,070
‫قرارداد صلح پاریس که نیست.

89
00:06:01,153 --> 00:06:03,739
‫- چیدن میز رو تموم کن، لطفاً.
‫- مرسی.

90
00:06:04,073 --> 00:06:05,240
‫باشه.

91
00:06:06,742 --> 00:06:08,952
‫- ریچی کجاست؟
‫- میگه کتابخونه‌ست.

92
00:06:10,204 --> 00:06:11,497
‫- مشکوک می‌زنه.
‫- آره.

93
00:06:14,374 --> 00:06:15,417
‫منزل هکمن، بفرمایید.

94
00:06:16,001 --> 00:06:17,729
‫سلام بن. تازه می‌خواستیم بشینیم سر غذا.

95
00:06:17,753 --> 00:06:19,421
‫- باید باهاش حرف بزنم.
‫- خودش اومد‌.

96
00:06:22,091 --> 00:06:23,217
‫سلام. چه خبره؟

97
00:06:23,717 --> 00:06:26,053
‫خبری از جینی و خواهر تونی شده؟

98
00:06:26,553 --> 00:06:27,553
‫نه، من خوبم.

99
00:06:29,890 --> 00:06:31,570
‫خب، بذار ببینیم چی ضبط می‌کنه، هوم؟

100
00:06:32,308 --> 00:06:33,435
‫و ضبط املاک؟

101
00:06:35,229 --> 00:06:36,230
‫خب، آره.

102
00:06:36,814 --> 00:06:38,816
‫درآمد کم. اتفاقی به نظر نمی‌رسه.

103
00:06:39,858 --> 00:06:41,944
‫باشه. یه ساعت دیگه می‌بینمت.

104
00:06:42,569 --> 00:06:43,569
‫عالیه. خدافظ.

105
00:06:48,367 --> 00:06:49,493
‫منزل هکمن؟

106
00:06:50,661 --> 00:06:51,661
‫سلام تونی.

107
00:06:55,749 --> 00:06:57,918
‫آره، تازه می‌خواستیم بشینیم سر شام.

108
00:07:01,088 --> 00:07:02,714
‫زن و بچه‌ها اینجان.

109
00:07:03,173 --> 00:07:04,842
‫می‌دونم برقت قطع شده تونی،

110
00:07:04,925 --> 00:07:06,645
‫من کاره‌ای نیستم. متاسفم.

111
00:07:07,636 --> 00:07:08,971
‫حتماً بهش میگم.

112
00:07:11,598 --> 00:07:12,598
‫خدافظ.

113
00:07:14,560 --> 00:07:17,146
‫- زنگ زد خونه‌مون.
‫- آره، زنگ زد.

114
00:07:18,313 --> 00:07:19,481
‫ازت چی می‌خواد؟

115
00:07:21,900 --> 00:07:24,695
‫می‌خواست واسه اینکه موقع شام
‫مزاحمـمون شده عذرخواهی کنه.

116
00:07:29,741 --> 00:07:31,326
‫تو جواب تلفن رو بده، منم میرم دمِ در.

117
00:07:33,495 --> 00:07:34,621
‫اون نیست.

118
00:07:40,502 --> 00:07:41,587
‫منزل هکمن؟

119
00:07:44,715 --> 00:07:46,800
‫- امرتون؟
‫- شما فرد هکمن هستید؟

120
00:07:47,176 --> 00:07:48,760
‫مامور ویژه، کورمک مک‌نالی.

121
00:07:49,970 --> 00:07:51,180
‫رئیس گلگر خبرم کرد.

122
00:07:51,204 --> 00:07:53,204
‫« مامور ویژه کورک مک‌نالی »

123
00:07:54,766 --> 00:07:56,101
‫البته. بفرمایید تو.

124
00:07:58,187 --> 00:07:59,354
‫- ممنون.
‫- مرسی.

125
00:07:59,438 --> 00:08:04,359
‫بارب، ایشون مامور ویژه
‫مک‌نالی از اف‌بی‌آی هستن.

126
00:08:04,818 --> 00:08:06,195
‫باید بیاید شرکت مریدین مورگیج.

127
00:08:06,278 --> 00:08:08,071
‫- همین الان؟
‫- آره، اِم‌اِل پشت خطـه.

128
00:08:08,155 --> 00:08:10,532
‫- ما تازه می‌خواستیم...
‫- بشینید سر شام. عذر می‌خوام.

129
00:08:10,616 --> 00:08:11,616
‫جالبه.

130
00:08:12,159 --> 00:08:14,161
‫ایندی شهر بزرگیه،
‫اما مثل یه شهر کوچیک می‌مونه.

131
00:08:15,078 --> 00:08:16,246
‫خانواده‌ی هال رو می‌شناسید؟

132
00:08:16,914 --> 00:08:20,751
‫- خب، فقط در حد سلام و علیک. نه اونقدر.
‫- آره، گاهی اوقات توی کلیسا می‌بینیمشون.

133
00:08:20,834 --> 00:08:23,754
‫خانم هال بیشتر توی تعطیلات یا عید پاک میاد.

134
00:08:23,837 --> 00:08:26,048
‫- هفته‌های شلوغ.
‫- آره.

135
00:08:26,131 --> 00:08:29,384
‫آره، خب همونطور که گفتی.
‫ایندیاناپلیس شهر بزرگیه.

136
00:08:31,178 --> 00:08:32,429
‫فکر کنم دیگه باید بریم.

137
00:08:32,511 --> 00:08:33,429
‫- بهت زنگ بزنم؟
‫- آره.

138
00:08:33,513 --> 00:08:35,599
‫- از ملاقاتـتون خوشحال شدم، خانم هکمن.
‫- منم همینطور.

139
00:08:35,682 --> 00:08:37,558
‫می‌خواید پشت سر من بیاید، یا...

140
00:08:37,643 --> 00:08:39,727
‫من با تاکسی اومدم.
‫فکر کردم بتونیم باهم بریم.

141
00:08:44,858 --> 00:08:46,193
‫آره. هر جور میلـتونه.

142
00:08:51,323 --> 00:08:53,700
‫توی مریدین تقریباً متن عذرخواهی رو نوشتن.

143
00:08:53,784 --> 00:08:55,470
‫- با اِم‌اِل حرف زدن؟
‫- همه‌چی رو ردیف می‌کنن.

144
00:08:55,494 --> 00:08:56,787
‫اف‌بی‌آی از کِی وارد ماجرا شد؟

145
00:08:56,870 --> 00:08:59,873
‫پلیس محلی می‌خواد
‫از تخصص فدرال استفاده کنه.

146
00:09:01,250 --> 00:09:02,876
‫یا بهتره بگم، تخصص من.

147
00:09:03,252 --> 00:09:04,932
‫می‌دونی، تونی امشب زنگ زد خونه‌ام.

148
00:09:04,962 --> 00:09:05,796
‫که چی بگه؟

149
00:09:05,879 --> 00:09:08,079
‫فکر کنم می‌خواست برق آپارتمانش رو وصل کنن.

150
00:09:09,466 --> 00:09:12,010
‫جالبه که به تو زنگ می‌زنه. نظری نداری؟

151
00:09:12,094 --> 00:09:14,346
‫- که چرا زنگ زد؟
‫- مورد اعتمادترین آدم رادیو.

152
00:09:14,429 --> 00:09:16,324
‫خب، نمی‌دونم در جایگاهی هستم
‫که حدس بزنم یا نه.

153
00:09:16,348 --> 00:09:18,228
‫این دقیقاً شبیه چیزیه که فرد هکمن میگه.

154
00:09:19,434 --> 00:09:21,603
‫اینطوریه؟ مگه فرد هکمن چطوری حرف می‌زنه؟

155
00:09:21,687 --> 00:09:23,480
‫متواضع، به همون سبک غرب میانه‌

156
00:09:23,563 --> 00:09:25,883
‫که روی اشتیاق شدید
‫برای بهترین بودن سرپوش می‌ذاره.

157
00:09:27,025 --> 00:09:28,902
‫باانگیزه. اهل خانواده.

158
00:09:30,445 --> 00:09:31,613
‫احمق‌ها رو تحمل نمی‌کنه.

159
00:09:32,114 --> 00:09:34,199
‫این همه اطلاعات رو از یه ملاقات
‫دو دقیقه‌ای توی خونه‌ام فهمیدی؟

160
00:09:34,283 --> 00:09:38,412
‫فرد هکمن در ۱۱ نوامبر ۱۹۲۳
‫توی میشیگان به دنیا اومد.

161
00:09:38,495 --> 00:09:40,247
‫اسم پدر و مادرش گلادیس و فرد سینیور بود.

162
00:09:40,330 --> 00:09:43,292
‫توی دانشگاه تئاتر خوندی،
‫اما قبل از اینکه مدرک بگیری،

163
00:09:43,375 --> 00:09:45,669
‫برای خدمت در جنگ جهانی دوم
‫به گارد ساحلی ملحق شدی.

164
00:09:45,752 --> 00:09:48,422
‫توی دوران جنگ کُره،
‫توی نیروی ذخیره‌ی دریایی بودی،

165
00:09:48,505 --> 00:09:50,674
‫اونجا به‌ عنوان بیسیم‌چی
‫و رمزگشا فعالیت می‌کردی.

166
00:09:50,757 --> 00:09:52,301
‫در واقع، بیسیم‌چیِ درجه یک.

167
00:09:52,384 --> 00:09:55,262
‫توی ایستگاه‌های رادیویی دلاوِر، کارولینای جنوبی،
‫جرجیا و دی‌سی کار کردی.

168
00:09:55,345 --> 00:09:57,931
‫و بعدش هم اینجا، توی سال ۱۹۵۷،

169
00:09:58,432 --> 00:10:02,185
‫دبلیو‌آی‌بی‌سی رو برای دو دهه‌ی بعدی
‫تبدیل به خونه‌ات کردی.

170
00:10:02,269 --> 00:10:03,871
‫این طولانی‌ترین مدتیه
‫که توی یه جا زندگی کردی.

171
00:10:03,895 --> 00:10:05,981
‫سایز کُتم رو هم بگم؟ ۴۲ـه بلنده‌.

172
00:10:06,064 --> 00:10:07,709
‫می‌دونم قبل از اینکه ۱۶ سالت بشه،

173
00:10:07,733 --> 00:10:09,735
‫پدرت ۲۹ بار خانواده رو جابجا کرده بود.

174
00:10:11,445 --> 00:10:12,571
‫لابد خیلی سخت بوده.

175
00:10:15,365 --> 00:10:17,868
‫خب، اف‌بی‌آی بخش تحقیقات
‫فوق‌العاده‌ای داره،

176
00:10:17,951 --> 00:10:19,077
‫این رو اعتراف می‌کنم.

177
00:10:19,161 --> 00:10:21,621
‫خیلی هم سریعـن، مخصوصاً با این سرعت عمل.

178
00:10:22,789 --> 00:10:25,375
‫اما توی اون پرونده چیزی نیست
‫که قبلاً نگفته باشم،

179
00:10:25,459 --> 00:10:27,219
‫یا توی روزنامه‌ها چاپ نشده باشه.

180
00:10:29,671 --> 00:10:32,507
‫اما پشت این نوشته‌ها، یه داستان دیگه‌ست.

181
00:10:32,591 --> 00:10:33,592
‫منظورت چیه؟

182
00:10:36,511 --> 00:10:38,680
‫دارم سعی می‌کنم بفهمم
‫چرا سوژه تو رو انتخاب کرده.

183
00:10:38,764 --> 00:10:41,492
‫به هر دلیلی، تو تنها راه ارتباطی با تونی هستی.

184
00:10:41,516 --> 00:10:44,603
‫- مطمئن نیستم این درست باشه.
‫- نه، درسته. تو واسطه‌ای.

185
00:10:44,686 --> 00:10:47,189
‫خیلی مطمئن به نظر می‌رسی
‫که اوضاع اینجا چطوری پیش میره.

186
00:10:47,856 --> 00:10:51,568
‫مخصوصاً با توجه به اینکه
‫نه تونی رو دیدی نه من رو،

187
00:10:51,985 --> 00:10:54,112
‫یا حتی خانواده‌ی هال رو.

188
00:10:54,196 --> 00:10:56,656
‫هستم. مجبورم که باشم.

189
00:10:57,741 --> 00:10:59,576
‫من بخشی از علم جدید اجرای قانون هستم

190
00:10:59,659 --> 00:11:00,859
‫که آینده‌ی این کاره.

191
00:11:04,247 --> 00:11:07,125
‫من یه... تحلیلگر رفتار جنایی هستم.

192
00:11:12,464 --> 00:11:16,009
‫بالاخره سر کلمه‌ی تشویق کردن
‫به توافق رسیدن.

193
00:11:16,093 --> 00:11:17,469
‫- محض رضای سگ!
‫- خیلی‌خب.

194
00:11:17,552 --> 00:11:19,262
‫- باشه.
‫- آره، فکر کنم بهترین کلمه‌ست

195
00:11:19,346 --> 00:11:21,348
‫که بتونه منظور همه‌ی ما رو برسونه.

196
00:11:21,431 --> 00:11:22,516
‫- آقایون.
‫- فرد.

197
00:11:22,599 --> 00:11:24,768
‫مامور ویژه مک‌نالی،
‫به این هیروویر خوش اومدی.

198
00:11:24,851 --> 00:11:26,478
‫هیچوقت فکر نمی‌کردم توی سن ۶۲ سالگی،

199
00:11:26,561 --> 00:11:29,523
‫تا زانو توی کلمات مترادف گیر کنم،
‫اما حالا اینجاییم.

200
00:11:30,357 --> 00:11:32,877
‫- می‌تونیم بریم خط بعد؟
‫- اون از کلمه‌ی تشویق کردن خوشش نمیاد.

201
00:11:32,901 --> 00:11:37,072
‫- ترویج، پیشبرد، تحریک.
‫- قطعاً تحریک نه.

202
00:11:37,155 --> 00:11:38,949
‫می‌تونم بشنوم تا اینجا چی نوشتید؟

203
00:11:39,032 --> 00:11:41,952
‫بله. عزیزدلم، می‌شه چیزی
‫که داریم رو بلند بخونی؟

204
00:11:42,035 --> 00:11:44,830
‫این بیانیه توسط آقای اِم‌اِل هال، تایید شده،

205
00:11:44,913 --> 00:11:47,332
‫رئیس هیات‌مدیره‌ی شرکت مریدین مورگیج.

206
00:11:47,415 --> 00:11:50,585
‫این یک عذرخواهی عمومی
‫از آنتونی کیریتسیس بابت تمام خطاهایی‌ست

207
00:11:50,669 --> 00:11:52,254
‫که شرکت مریدین مورگیج مرتکب شده.

208
00:11:52,337 --> 00:11:54,214
‫- اراجیفه.
‫- مشارکت شرکت ما

209
00:11:54,297 --> 00:11:55,841
‫با شرکت آیزنرآسکو،

210
00:11:55,924 --> 00:11:58,593
‫در خصوص آقای کیریتسیس
‫برای تشویق آن‌ها به...

211
00:11:58,677 --> 00:11:59,928
‫نوچ.

212
00:12:00,804 --> 00:12:02,264
‫بابا میگه تشویق کردن نه.

213
00:12:03,723 --> 00:12:05,517
‫- ترغیب کردن؟
‫- نه.

214
00:12:05,600 --> 00:12:08,687
‫آقای هال، همه‌ی ما قدردان این هستیم

215
00:12:08,770 --> 00:12:11,648
‫که توی این شرایط فوق‌العاده سخت،
‫چقدر با سَعه‌ی صدر برخورد می‌کنید.

216
00:12:11,731 --> 00:12:13,525
‫متوجهم که شما و خانواده‌تون

217
00:12:13,608 --> 00:12:14,734
‫الان چه حالی دارید.

218
00:12:15,902 --> 00:12:16,902
‫ممنون.

219
00:12:17,487 --> 00:12:19,239
‫آره. خب، پس ترغیب کردن چی؟

220
00:12:19,322 --> 00:12:22,617
‫تو رو به مقدسات قسم،
‫ترغیب کردن خوبه؟ مجرمانه؟

221
00:12:22,701 --> 00:12:24,578
‫آره. کلمه‌ی ترغیب حسِ...

222
00:12:24,661 --> 00:12:27,789
‫خب آقای هال، سر ترغیب کردن به توافق رسیدیم؟

223
00:12:29,833 --> 00:12:30,917
‫- باشه.
‫- باشه.

224
00:12:31,001 --> 00:12:33,295
‫و آقای اِم‌اِل هال قراره شخصاً
‫این عذرخواهی رو بخونن؟

225
00:12:33,378 --> 00:12:34,588
‫- نه.
‫- ابداً.

226
00:12:34,671 --> 00:12:36,351
‫فکر کنم تونی دقیقاً همین رو خواسته بود.

227
00:12:36,381 --> 00:12:37,382
‫درسته.

228
00:12:37,466 --> 00:12:40,677
‫ما دقیقاً گفتیم با تایید اِم‌اِل.

229
00:12:40,760 --> 00:12:42,846
‫یه لحظه صبر کن. کِی این تصمیم گرفته شد؟

230
00:12:42,929 --> 00:12:46,558
‫اون در حال حاضر نمی‌تونه
‫به ایندیاناپلیس سفر کنه. مگه نه بابا؟

231
00:12:48,768 --> 00:12:50,187
‫بدید کلیف بخونتش.

232
00:12:53,356 --> 00:12:55,484
‫- کلیف دیگه کدوم خریه‌؟
‫- کلیف کیه؟

233
00:13:00,655 --> 00:13:01,740
‫این جواب نمیده.

234
00:13:06,369 --> 00:13:07,871
‫تا حالا وگاس رفتی، دیک؟

235
00:13:09,623 --> 00:13:12,667
‫البته که رفتی. بچه‌پولدارا عاشق وگاسن.

236
00:13:14,127 --> 00:13:16,588
‫کازینوی موردعلاقه‌ات کدومه‌؟ دونز یا سندز؟

237
00:13:20,675 --> 00:13:21,843
‫من عاشق کینگ هستم.

238
00:13:25,138 --> 00:13:26,348
‫فیلم موردعلاقه‌ات چیه‌؟

239
00:13:28,391 --> 00:13:29,893
‫- زنده‌باد لاس‌وگاس.
‫- آره.

240
00:13:31,645 --> 00:13:33,563
‫اَن‌مارگرت. عجب چیزیـه.

241
00:13:39,778 --> 00:13:43,990
‫♪ اگه فکر می‌کنی بهت نیاز ندارم،
‫یه نگاه به چشمام بنداز ♪

242
00:13:45,492 --> 00:13:47,953
‫♪ عزیزم، اینا قطره‌های بارون نیستن ♪

243
00:13:48,328 --> 00:13:50,580
‫♪ که دارن از آسمون می‌افتن ♪

244
00:14:01,591 --> 00:14:04,219
‫حتی فکرش رو هم نکن. من از تو سریعـترم.

245
00:14:11,101 --> 00:14:12,769
‫ولی اصلاً نمی‌تونم دین مارتین رو تحمل کنم.

246
00:14:16,982 --> 00:14:18,358
‫از آهنگ «اوه ماری» خوشم میاد.

247
00:14:19,859 --> 00:14:22,696
‫بیل. تمام روز دنبالت می‌گشتم.

248
00:14:22,779 --> 00:14:24,656
‫دواین، اینجا اوضاع یکم شیرتوشیره‌.

249
00:14:24,739 --> 00:14:27,576
‫البته. همه‌ی ما داریم برای
‫بازگشت سالم دیک دعا می‌کنیم.

250
00:14:28,076 --> 00:14:29,220
‫- الان میام.
‫- فعلاً،

251
00:14:29,244 --> 00:14:31,162
‫این حراج اجباری پلیس، فردا ساعت ۸ صبحه.

252
00:14:31,246 --> 00:14:33,415
‫اجازه دارم برای خرید ملک قیمت بدم؟

253
00:14:33,498 --> 00:14:36,751
‫- کدوم یکی؟
‫- خیابون مینارد، پلاک ۴۴۰. ضبطش کردیم.

254
00:14:38,086 --> 00:14:39,713
‫بیا توی دفتر بابا در موردش حرف بزنیم.

255
00:14:40,463 --> 00:14:41,590
‫ردیفه.

256
00:14:43,133 --> 00:14:45,885
‫هی، باید بریم مرکز فرماندهی.

257
00:14:46,344 --> 00:14:49,264
‫- ۹۰ دقیقه‌ی دیگه میرم رو آنتن.
‫- نباید دیگه اونقدر طول بکشه.

258
00:15:00,066 --> 00:15:01,943
‫تونی می‌خواد برقش دوباره وصل بشه.

259
00:15:02,569 --> 00:15:03,737
‫آره می‌دونم. بهم زنگ زد.

260
00:15:04,404 --> 00:15:07,657
‫- به خونه‌ات؟ یا خدا.
‫- بهش گفتم داریم روش کار می‌کنیم.

261
00:15:07,741 --> 00:15:12,162
‫باید یه چیزی بده تا یه چیزی بگیره.
‫اصرار کن که دیک به زنش زنگ بزنه.

262
00:15:12,245 --> 00:15:14,914
‫تنها مشکل اینه که،
‫همین الانش هم یه مامور زن فرستادیم اونجا.

263
00:15:14,998 --> 00:15:17,459
‫خانم هال راهش نداد،
‫چون بچه‌ها اونجا بودن.

264
00:15:17,792 --> 00:15:20,253
‫فرض رو بر این می‌ذارم که از برادرهای هال
‫خواستی بهش زنگ بزنن.

265
00:15:20,337 --> 00:15:22,422
‫همونطور که می‌تونی حدس بزنی،
‫چندان مایل نبودن.

266
00:15:22,505 --> 00:15:26,217
‫مشخصاً احساس می‌کنه تحت محاصره‌ست.
‫خانم هکمن ایبی رو می‌شناسه.

267
00:15:26,301 --> 00:15:28,136
‫خب آره، ولی نه خیلی خوب.

268
00:15:28,219 --> 00:15:31,514
‫اما در حد یه آشنایی مختصره.
‫ممکنه خانم هکمن پا پیش بذاره؟

269
00:15:31,598 --> 00:15:32,599
‫ایده‌ی خوبیه.

270
00:15:33,433 --> 00:15:35,393
‫- یعنی، می‌تونم ازش بپرسم.
‫- عالیه. پس حله.

271
00:15:35,477 --> 00:15:38,438
‫مورد بعدی لیست.
‫تونستید یه اورهد پروژکتور پیدا کنید؟

272
00:15:38,521 --> 00:15:39,521
‫آره.

273
00:15:41,900 --> 00:15:42,900
‫بفرمایید.

274
00:15:44,319 --> 00:15:47,072
‫اینم یه درخواست از طرف لیندا توی گرین‌وود.

275
00:16:03,922 --> 00:16:04,964
‫ریچی کجاست؟

276
00:16:36,204 --> 00:16:37,706
‫- هی. خبری هست؟
‫- سلام.

277
00:16:37,789 --> 00:16:39,999
‫- جینی یه سرنخی از طرف خواهرش پیدا کرده.
‫- اون سرنخ رو می‌دونم.

278
00:16:42,000 --> 00:16:49,000


279
00:16:51,052 --> 00:16:52,595
‫- منزل هکمن.
‫- سلام.

280
00:16:53,263 --> 00:16:54,263
‫چی شده؟

281
00:16:58,059 --> 00:17:01,896
‫رئیس گلگر می‌خواد که یه سری به ایبی هال بزنی.

282
00:17:01,980 --> 00:17:02,814
‫نه.

283
00:17:02,897 --> 00:17:04,537
‫تونی راضی شده که بذاره اون با دیک حرف بزنه.

284
00:17:04,858 --> 00:17:05,983
‫چرا من؟

285
00:17:06,067 --> 00:17:10,029
‫خب، این مامور اف‌بی‌آی، مک‌نالی،
‫انگار فکر می‌کنه ایده‌ی خوبیه.

286
00:17:12,281 --> 00:17:15,117
‫من که به‌زور می‌شناسمش،
‫اونوقت ازم می‌خوای همین امشب این کار رو بکنم؟

287
00:17:15,201 --> 00:17:19,038
‫- می‌تونی؟
‫- یعنی می‌خوای کارل مراقب جولی باشه؟

288
00:17:19,122 --> 00:17:21,540
‫خب، فکر کنم برای یه ساعت از پسش بربیان.

289
00:17:21,624 --> 00:17:23,752
‫بیچاره اون زن. آخه چی باید بگم؟

290
00:17:24,461 --> 00:17:25,688
‫خب، بابت اون نگران نیستم.

291
00:17:25,712 --> 00:17:28,047
‫مک‌نالی نظرش اینه
‫که وقتی ایبی با تونی حرف می‌زنه،

292
00:17:28,131 --> 00:17:30,717
‫لحنش باید آشتی‌جویانه باشه
‫می‌تونی این رو بهش برسونی؟

293
00:17:31,885 --> 00:17:33,344
‫- فرد.
‫- می‌دونم.

294
00:17:36,222 --> 00:17:37,222
‫باشه.

295
00:17:38,224 --> 00:17:39,267
‫میرم می‌بینمش.

296
00:17:41,394 --> 00:17:44,063
‫- تونی دوباره بهت زنگ زده؟
‫- نه، ولی می‌زنه.

297
00:17:45,315 --> 00:17:47,609
‫- باشه، در تماسیم.
‫- خیلی‌خب، دوستت دارم.

298
00:17:47,692 --> 00:17:48,777
‫منم دوستت دارم.

299
00:17:50,695 --> 00:17:52,197
‫از همه‌تون بابت این تجمع ممنونم.

300
00:17:52,697 --> 00:17:55,992
‫رئیس گلگر، کلانتر برودریک،
‫و نمایندگان پلیس ایالتی.

301
00:17:56,075 --> 00:17:58,453
‫معتقدم که ما امشب
‫تمام بازوهای اجرایی قانون رو

302
00:17:58,536 --> 00:18:00,246
‫در ایالت ایندیانا اینجا جمع کردیم.

303
00:18:00,330 --> 00:18:03,166
‫بهتون هشدار میدم، آخرین چیزی که بهش نیاز داریم،
‫درگیری بین‌سازمانیـه.

304
00:18:03,249 --> 00:18:05,168
‫من الان اینجا هستم
‫تا به عنوان هماهنگ‌کننده عمل کنم،

305
00:18:06,294 --> 00:18:09,589
‫به عنوان یه پروفایلر
‫که رفتار جنایی رو تحلیل می‌کنه،

306
00:18:09,672 --> 00:18:11,382
‫تا در مذاکرات کمک کنم.

307
00:18:11,466 --> 00:18:15,470
‫به همین خاطر، هر رویکردی که در قبال
‫تونی کیریتسیس داریم، باید با نظارت من باشه.

308
00:18:15,553 --> 00:18:18,264
‫اشتباه نکنید، اوضاع وخیمه.

309
00:18:18,348 --> 00:18:21,017
‫باید ذهنیتی رو که باهاش طرف هستیم درک کنیم.

310
00:18:21,100 --> 00:18:23,978
‫- این یارو کی بود؟
‫- گفت که یه پروفایلره.

311
00:18:25,188 --> 00:18:27,774
‫ما سه‌تا هدف داریم.
‫اول، کاهش ترس تونی.

312
00:18:28,316 --> 00:18:32,403
‫دوم، تاکید بر نتیجه‌ی خوش‌بینانه.
‫سوم، تقویت عزت‌نفس تونی.

313
00:18:32,737 --> 00:18:34,777
‫بیاید با کنترل تماس‌های
‫ورودی و خروجی شروع کنیم.

314
00:18:40,119 --> 00:18:41,119
‫جین.

315
00:18:43,081 --> 00:18:45,792
‫خب، می‌تونی بعضی از مردم رو
‫بعضی وقت‌ها گول بزنی.

316
00:18:45,875 --> 00:18:48,586
‫- دستت هنوز درد می‌کنه؟
‫- چطور؟

317
00:18:48,670 --> 00:18:50,880
‫داشتی شکایت می‌کردی
‫که دستت درد می‌کنه،

318
00:18:50,964 --> 00:18:52,465
‫آخرین باری که توی دفتر بودی.

319
00:18:53,341 --> 00:18:56,010
‫منظورت همون وقتیـه که گروگان گرفتـمت؟

320
00:18:56,094 --> 00:18:58,930
‫نه، قبلش.
‫داشتی با دست چپت مدارا می‌کردی.

321
00:19:00,139 --> 00:19:01,891
‫مشکلی برای نگه داشتن اون اسلحه نداری؟

322
00:19:03,268 --> 00:19:05,812
‫اون هم جزئی از نقشه بود.

323
00:19:08,898 --> 00:19:10,441
‫قشنگ رنگـت کردم.

324
00:19:12,110 --> 00:19:13,110
‫نوبت توئه.

325
00:19:22,453 --> 00:19:23,997
‫می‌شه سوت نزنی؟

326
00:19:24,289 --> 00:19:25,540
‫کمک می‌کنه تمرکز کنم.

327
00:19:25,623 --> 00:19:27,625
‫خب، این کار توی وگاس خریدار نداره.

328
00:19:27,709 --> 00:19:29,502
‫- در اون مورد مطمئن نیستم.
‫- ولی من هستم.

329
00:19:33,715 --> 00:19:34,966
‫اصلاً تا حالا اونجا رفتی، تونی؟

330
00:19:59,240 --> 00:20:01,492
‫دیکی، تمومش کن!

331
00:20:04,245 --> 00:20:05,663
‫امیدوارم خبرنگار نباشه.

332
00:20:05,747 --> 00:20:08,041
‫من اینجا یه نگهبان دارم که شوکر برقی دستشه.

333
00:20:11,377 --> 00:20:12,629
‫نه، نیستم.

334
00:20:13,171 --> 00:20:14,964
‫خب، در واقع شوهرم هست.

335
00:20:15,924 --> 00:20:17,050
‫فرد هکمن.

336
00:20:18,635 --> 00:20:21,179
‫داره به... این وضعیت کمک می‌کنه.

337
00:20:24,682 --> 00:20:27,894
‫من باربارا هستم. همدیگه رو
‫توی کلیسای فِرست پرسبیترین دیدیم.

338
00:20:28,436 --> 00:20:30,229
‫می‌دونی، مناسبت‌های خاص. مثل عید پاک.

339
00:20:30,605 --> 00:20:33,399
‫و... بهم ماموریت دادن که...

340
00:20:39,656 --> 00:20:40,698
‫این برای شماست.

341
00:20:41,783 --> 00:20:42,783
‫می‌تونم بیام تو؟

342
00:20:45,203 --> 00:20:46,996
‫- بفرمایید تو.
‫- ممنون.

343
00:20:47,080 --> 00:20:48,080
‫خواهش می‌کنم.

344
00:20:50,792 --> 00:20:52,961
‫لطفاً یکم آروم‌تر سر و صدا کنید.

345
00:20:53,544 --> 00:20:54,545
‫ببخشید، خانم هال.

346
00:20:54,629 --> 00:20:56,589
‫مشکلی نیست، لستر.
‫از پس باز کردن یه در برمیام.

347
00:20:56,673 --> 00:20:58,174
‫ایشون خانم هکمن هستن.

348
00:20:58,925 --> 00:20:59,925
‫- سلام.
‫- سلام.

349
00:21:02,261 --> 00:21:04,597
‫می‌تونی اون رو بذاری توی آشپزخونه.

350
00:21:10,770 --> 00:21:11,938
‫خیلی لطف کردید.

351
00:21:12,188 --> 00:21:13,832
‫فکر نکنم بچه‌ها این اواخر
‫چیز زیادی خورده باشن،

352
00:21:13,856 --> 00:21:15,650
‫به‌جز پاستیل و بستنی.

353
00:21:18,528 --> 00:21:21,322
‫سعی می‌کنم نه تلویزیون رو
‫روشن کنم نه رادیو رو.

354
00:21:22,448 --> 00:21:23,768
‫اونا نمی‌دونن چه اتفاقی داره می‌افته.

355
00:21:24,325 --> 00:21:25,535
‫چه خونه‌ی قشنگی.

356
00:21:29,163 --> 00:21:32,250
‫- تلفن داره خودشو می‌کشه.
‫- ما هم همین مشکل رو توی خونه‌مون داریم.

357
00:21:37,588 --> 00:21:41,009
‫- می‌خوای من برات جواب بدم؟
‫- خانواده‌ی شوهرم هستن، پس نه.

358
00:21:41,634 --> 00:21:42,927
‫لستر، می‌شه جواب بدی؟

359
00:21:43,011 --> 00:21:45,513
‫اگه مادر دیکـه،
‫بهش بگو دارم اتو می‌کشم و دعا می‌کنم.

360
00:21:49,058 --> 00:21:53,229
‫- اصلاً شوخی خوبی نیست. کارت درست نیست.
‫- خب، ممنون.

361
00:21:54,397 --> 00:21:55,481
‫بابت غذا.

362
00:21:56,357 --> 00:21:57,775
‫ببخشید. من...

363
00:21:59,986 --> 00:22:00,986
‫من...

364
00:22:04,115 --> 00:22:06,325
‫من به خاطر دلیلی غیر از این غذا اینجا هستم.

365
00:22:06,784 --> 00:22:08,703
‫هرچند که خیلی خوبه، پس لطفاً بخوریدش.

366
00:22:08,786 --> 00:22:10,580
‫مهمه که به خودتون برسید.

367
00:22:14,375 --> 00:22:15,375
‫قبل از هر چیز...

368
00:22:16,794 --> 00:22:18,004
‫می‌خوام بگم که چقدر متاسفم

369
00:22:18,087 --> 00:22:20,006
‫که این اتفاق داره برای تو و خانواده‌ات می‌افته.

370
00:22:20,673 --> 00:22:21,673
‫ممنون.

371
00:22:21,841 --> 00:22:26,804
‫و مامور شدم خبری رو بیارم که امیدوارم
‫خبر خوبی باشه، یا حداقل امیدوارکننده.

372
00:22:28,473 --> 00:22:31,392
‫تونی موافقت کرده که بهت اجازه بده
‫با دیک حرف بزنی.

373
00:22:35,229 --> 00:22:36,731
‫شماره‌تلفن رو اینجا دارم.

374
00:22:39,108 --> 00:22:40,485
‫نمی‌دونم چی باید بگم.

375
00:22:44,822 --> 00:22:45,822
‫درک می‌کنم.

376
00:22:48,409 --> 00:22:52,121
‫راستش رو بخوای، خودمم نمی‌دونستم
‫امروز که میام اینجا چی باید بگم.

377
00:22:53,206 --> 00:22:57,126
‫اما اگه بخوای زنگ بزنی،
‫می‌تونم پیشت بمونم و...

378
00:22:59,253 --> 00:23:00,296
‫مامان! مامان!

379
00:23:00,379 --> 00:23:04,634
‫مطمئنم هر چی بگی
‫برای دیک کفایت می‌کنه.

380
00:23:05,259 --> 00:23:07,220
‫هی! پسش بده!

381
00:23:07,720 --> 00:23:09,472
‫پسش بده!

382
00:23:09,555 --> 00:23:12,183
‫سلام. میز تاشو داری؟

383
00:23:12,683 --> 00:23:14,393
‫این کار دختر بزرگاست.

384
00:23:14,769 --> 00:23:17,980
‫می‌تونی بری لستر رو پیدا کنی
‫و همه‌چی رو ردیف کنی؟ باشه؟

385
00:23:18,064 --> 00:23:19,064
‫لستر!

386
00:23:21,109 --> 00:23:23,319
‫خب، حرف خانم هکمن رو شنیدید.
‫برید دستـاتون رو برای شام بشورید.

387
00:23:24,195 --> 00:23:27,990
‫روشویی همون چیز سفیده
‫تو دست‌شوییه که ازش آب بیرون می‌پاشه.

388
00:23:28,074 --> 00:23:29,283
‫عاشقش می‌شی.

389
00:23:36,374 --> 00:23:38,960
‫بن، کجای کاریم؟
‫تونستی با رئیس...

390
00:23:39,043 --> 00:23:41,629
‫سی‌ای‌اِن‌دی.
‫انجمن پایان دادن به نابودی محله‌ها.

391
00:23:41,712 --> 00:23:43,774
‫اون‌ها دو هفته پیش
‫جلوی درِ مریدین تحصن کرده بودن.

392
00:23:43,798 --> 00:23:45,967
‫چی؟ برای اعتراض به ۴۰۰ و اندی
‫ضبط املاک به خاطر بدهی؟

393
00:23:46,050 --> 00:23:48,553
‫آره، معلوم شده مریدین این وام‌های مسکن رو
‫می‌داده به طبقه کارگر و افراد کم‌درآمد،

394
00:23:48,636 --> 00:23:52,557
‫و بعدش سریع اون خونه‌ها رو مصادره می‌کرده.

395
00:23:52,640 --> 00:23:55,369
‫منظورم اینه که مقررات هاد هست،
‫اما امکان نداره از این کار سود نبرده باشن.

396
00:23:55,393 --> 00:23:57,186
‫آره، دقیقاً. اون ملک‌ها رو مصادره می‌کنن

397
00:23:57,270 --> 00:23:58,831
‫و تو مزایده‌ی کلانتری
‫دوباره خودشون می‌خرنـشون.

398
00:23:58,855 --> 00:24:02,817
‫می‌دونی فردا صبح ساعت ۸ توی خیابون
‫مینارد پلاک ۴۴۰ مزایده کلانتریه؟

399
00:24:02,900 --> 00:24:04,861
‫نه. این اطلاعات ریز رو از کجا گیر آوردی؟

400
00:24:04,944 --> 00:24:06,588
‫خب، می‌دونی که من هیچوقت منابعم رو لو نمیدم.

401
00:24:06,612 --> 00:24:09,991
‫کی رو داری که اطلاعات محرمانه داشته باشه
‫یا صدایی ضبط کرده باشه که این حدست رو تایید کنه؟

402
00:24:10,074 --> 00:24:12,118
‫خب، یه یارویی توی بانک هست
‫که شاید یه چیزایی بدونه.

403
00:24:12,201 --> 00:24:14,662
‫- اما باید راضی بشه.
‫- باید مو بزنه با واقعیت.

404
00:24:14,745 --> 00:24:16,998
‫- اگه مثل مرغابی راه بره...
‫- تو مرغابی رو نداری.

405
00:24:17,081 --> 00:24:19,881
‫یه نفر اون بیرون هست که می‌خواد
‫مصاحبه رسمی کنه. وظیفه تو اینه پیداش کنی.

406
00:24:20,501 --> 00:24:25,298
‫باشه. اینم اخبار محلی، سراسری
‫و هر اتفاقی که امروز به‌جز تونی افتاده.

407
00:24:25,381 --> 00:24:26,507
‫اوبی تو محل حادثه‌ست.

408
00:24:28,134 --> 00:24:30,428
‫اوبرایان، من اینجا فرد، بن و جینی رو دارم.

409
00:24:30,511 --> 00:24:34,432
‫آدم مریدین مورگیج رسیده.
‫دبلیوای‌اِن‌بی ۱۵ دقیقه دیگه عذرخواهیش رو پخش می‌کنه.

410
00:24:34,515 --> 00:24:36,517
‫ارتباط دوطرفه برقرار کردیم،
‫پس زنده پخشش می‌کنیم.

411
00:24:36,601 --> 00:24:38,841
‫- چیز دیگه‌ای هم هست؟
‫- آره. اینجا تخماتیک سرده.

412
00:24:39,228 --> 00:24:40,563
‫خب، بعداً صحبت می‌کنیم.

413
00:24:40,855 --> 00:24:43,399
‫از همین پخش زنده
‫میریم سراغ اخبار پخش عصر.

414
00:24:44,317 --> 00:24:45,693
‫بن، بیخیال خبر محلی شو.

415
00:24:45,776 --> 00:24:47,486
‫اگه این عذرخواهی قراره انجام بشه،

416
00:24:47,570 --> 00:24:49,655
‫بیا بخش اول بخش خبری رو
‫اختصاص بدیم به کیریتسیس.

417
00:24:50,489 --> 00:24:53,049
‫- جینی، تو چی کار کردی؟
‫- یه مصاحبه اختصاصی با خواهرش گرفتم.

418
00:24:53,117 --> 00:24:54,160
‫فایلش رو داری؟

419
00:24:55,661 --> 00:24:59,290
‫هشت سال پیش، تونی خواهرش رو
‫با چاقو توی خونه‌اش زندانی کرد

420
00:24:59,707 --> 00:25:02,585
‫تا وقتی که خانواده‌اش
‫قبول کردن ۵۵ هزار دلار بهش بدن.

421
00:25:02,668 --> 00:25:04,086
‫اولین گروگان تونی.

422
00:25:05,671 --> 00:25:08,299
‫- آخرش چی شد؟
‫- هنوز نمی‌دونم. دستگیر شد.

423
00:25:08,674 --> 00:25:11,802
‫به خاطر ماهیت جرم و تمایلش به خشونت.

424
00:25:11,886 --> 00:25:13,429
‫اما پرونده مختومه شد. چرا؟

425
00:25:13,512 --> 00:25:15,932
‫اسناد دادگاه نشان میده
‫که خواهرش شهادت نداده.

426
00:25:16,015 --> 00:25:18,851
‫اون نُه بار حاضر نشده
‫تو دادگاه شهادت بده.

427
00:25:18,935 --> 00:25:20,186
‫نُه بار؟

428
00:25:20,269 --> 00:25:21,687
‫اون خواهرش رو گروگان گرفته بود؟

429
00:25:21,771 --> 00:25:23,689
‫اگه بخشیدتش، اون...

430
00:25:24,398 --> 00:25:26,442
‫هنوزم میره وسایل کاروان
‫خواهرش رو تعمیر می‌کنه.

431
00:25:26,525 --> 00:25:29,153
‫با هم حرف نمی‌زنن،
‫اما خواهرش گفت اگه شیری چکه کنه،

432
00:25:29,237 --> 00:25:32,240
‫یا نرده‌ای شکسته باشه،
‫میاد خونه و می‌بینه درست شده.

433
00:25:32,323 --> 00:25:35,534
‫فقط باید اونجا می‌بودین
‫تا رابطه‌شون رو درک کنین.

434
00:25:36,035 --> 00:25:37,119
‫برادرشه به هر حال.

435
00:25:37,203 --> 00:25:39,455
‫- پوله برای چی بود؟
‫- برای ۱۷ اِیکر زمین.

436
00:25:40,873 --> 00:25:44,043
‫از این گروگان تا اون گروگان.
‫داستان وسواس فکری یک مرد.

437
00:25:44,126 --> 00:25:45,461
‫این خیلی عالیه.

438
00:25:46,671 --> 00:25:49,131
‫- همه اینا رو از زبان خودش کشیدی بیرون؟
‫- روی نوار ضبطش نکردم.

439
00:25:49,840 --> 00:25:51,300
‫سینکش رو تعمیر کردم.

440
00:25:54,053 --> 00:25:58,099
‫فکر کنم... اون فقط منتظره
‫تا داداشش برگرده خونه.

441
00:25:59,225 --> 00:26:02,812
‫خب، پایان داستانت دقیقاً همینه.
‫اون فقط منتظره برگرده خونه.

442
00:26:04,272 --> 00:26:06,399
‫فکر کنم اولین گزارشت رو گیر آوردی.

443
00:26:13,322 --> 00:26:14,782
‫- باشه.
‫- باشه. آره.

444
00:26:15,574 --> 00:26:17,410
‫در اخبار سراسری،

445
00:26:17,493 --> 00:26:19,537
‫بیانیه‌ی رئیس‌جمهور جیمی کارتر رو داریم

446
00:26:19,620 --> 00:26:21,998
‫مبنی بر بسته محرک اقتصادی ۳۰ میلیارد دلاریش.

447
00:26:22,081 --> 00:26:23,666
‫تو تبدیل به مرغ شدی.

448
00:26:23,749 --> 00:26:25,126
‫فکر می‌کردم سنجاب بشی.

449
00:26:25,209 --> 00:26:27,420
‫بذار ببینم چه شکلی شدم.
‫آینه رو اشتراکی استفاده کنیم.

450
00:26:29,547 --> 00:26:31,173
‫عجب مرغ زشتی.

451
00:26:31,924 --> 00:26:35,052
‫- باید بهش عادت کنی.
‫- نمی‌خوام بهش عادت کنم.

452
00:26:35,845 --> 00:26:38,848
‫- چرا؟ چه حسی داره؟
‫- لاغرم و درست نمی‌بینم.

453
00:26:38,931 --> 00:26:42,268
‫- دیگه چه حسی داره؟
‫- گفتم که چه حسی داره.

454
00:26:42,351 --> 00:26:43,853
‫از این مرغ بکش بیرون.

455
00:26:44,562 --> 00:26:46,522
‫اول بگو چه حسی داره.

456
00:26:46,605 --> 00:26:48,024
‫منو از اینجا بیار بیرون.

457
00:26:48,107 --> 00:26:51,402
‫متیو، از چی می‌ترسی؟ این آزمایش مهمیـه.

458
00:27:08,502 --> 00:27:09,502
‫مثل روز اولش شد.

459
00:27:09,962 --> 00:27:12,340
‫شرط می‌بندم اصلاً دوختن دکمه رو بلد نیستی.

460
00:27:12,423 --> 00:27:14,800
‫در واقع، مادرم خیاط فوق‌العاده‌ایـه.

461
00:27:19,764 --> 00:27:24,393
‫نه، مادر من خیاط فوق‌العاده‌ای بود،
‫اما اون این حرفه رو به من یاد داد.

462
00:27:24,477 --> 00:27:26,812
‫اون لوسم نکرد
‫و نذاشت توی شلوار کوتاه بمونم.

463
00:27:26,896 --> 00:27:28,856
‫می‌دونی برادرات بهت میگن بچه ننه؟

464
00:27:28,939 --> 00:27:30,858
‫ما هنوز اینجا توی تاریکی هستیم، لاشیا.

465
00:27:30,941 --> 00:27:32,109
‫آقای کیریتسیس؟

466
00:27:34,236 --> 00:27:36,238
‫ایبی هال هستم.
‫بهم گفتن منتظر تماس منـید.

467
00:27:37,239 --> 00:27:39,533
‫بابت بی‌ادبیم عذر می‌خوام، خانم هال.

468
00:27:40,534 --> 00:27:42,578
‫درسته‌. قرار تماس داشتیم.

469
00:27:43,746 --> 00:27:45,498
‫آره. تونی صدام کن.

470
00:27:46,874 --> 00:27:52,254
‫ببین، می‌خوام اولین نفری باشم
‫که عذرخواهی می‌کنه...

471
00:27:54,131 --> 00:27:57,051
‫بابت اینکه شما و بچه‌هاتون رو
‫وارد این جریان کردم.

472
00:27:58,052 --> 00:27:59,052
‫ممنونم.

473
00:28:00,221 --> 00:28:03,474
‫می‌خوام بدونید چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم.

474
00:28:03,808 --> 00:28:05,559
‫و می‌دونید، اون مریدین...

475
00:28:06,936 --> 00:28:09,021
‫این آدما داشتن سر من کلاه می‌ذاشتن.

476
00:28:09,105 --> 00:28:12,441
‫توهم نیست، توهم نزده بودم.

477
00:28:13,192 --> 00:28:15,569
‫حالا، دیک می‌خواد اینجا بشینه و حاشا کنه.

478
00:28:15,653 --> 00:28:18,364
‫حاشا هم کرده، اما حقیقت ساده‌ش اینه

479
00:28:18,447 --> 00:28:21,700
‫که... شوهرت حق من رو خورده.

480
00:28:23,661 --> 00:28:25,121
‫خب تونی، شاید این کار رو کرده باشه.

481
00:28:28,749 --> 00:28:29,750
‫شاید این کار رو کرده باشه.

482
00:28:33,129 --> 00:28:34,380
‫شاید این کار رو کرده باشه.

483
00:28:36,215 --> 00:28:38,551
‫بالاخره یه نفر از خانواده‌ی هال
‫رک‌وراست بهم جواب داد.

484
00:28:38,843 --> 00:28:41,720
‫می‌دونی، معلومه خانم باکمالاتی هستی.

485
00:28:42,096 --> 00:28:44,098
‫و امیدوارم کینه‌ای از من به دل نگیری،

486
00:28:44,181 --> 00:28:47,017
‫چون به خاطر شما
‫خیلی بابت همه این اتفاقا متاسفم.

487
00:28:47,476 --> 00:28:48,519
‫بیا دیک.

488
00:28:50,271 --> 00:28:51,313
‫با زنت حرف بزن.

489
00:29:09,081 --> 00:29:10,124
‫اونجایی؟

490
00:29:12,376 --> 00:29:13,377
‫سلام بی‌بی.

491
00:29:16,213 --> 00:29:17,256
‫سلام.

492
00:29:31,937 --> 00:29:33,481
‫می‌خوای متن رو من بنویسم؟

493
00:29:36,775 --> 00:29:38,986
‫تلفن رو بده من. تلفن رو بده من.

494
00:29:40,321 --> 00:29:41,780
‫نمی‌دونم چرا حرف نمی‌زنه.

495
00:29:41,864 --> 00:29:43,908
‫- نه. اشکالی نداره.
‫- نه، اشکال داره.

496
00:29:43,991 --> 00:29:46,368
‫توی خونه از نگرانی داری می‌میری،
‫اونوقت اون مثل صدف دهنش رو بسته.

497
00:29:48,245 --> 00:29:51,207
‫بگیر. دیک، به زنت بگو دوستش داری.

498
00:29:56,086 --> 00:29:59,548
‫لعنتی، گُه توش، تف. ببخشید، ببخشید.
‫بابت بی‌ادبیم عذر می‌خوام.

499
00:29:59,632 --> 00:30:02,176
‫ببین، اگه من زنی مثل تو داشتم،
‫درست‌حسابی باهاش رفتار می‌کردم.

500
00:30:02,718 --> 00:30:04,929
‫اگه تو این اوضاع‌احوال بهم زنگ می‌زد،

501
00:30:05,471 --> 00:30:08,307
‫یه چیزی می‌گفتم. می‌فهمیدم چقدر نگرانه.

502
00:30:08,390 --> 00:30:11,936
‫- اون خیلی نگران می‌شد.
‫- دقیقاً. دقیقاً. خب...

503
00:30:16,065 --> 00:30:20,528
‫کاری که خودش نمی‌تونه بکنه رو
‫من براش می‌کنم.

504
00:30:26,367 --> 00:30:27,826
‫اون دوستت داره، خانم هال.

505
00:30:29,787 --> 00:30:31,205
‫دیک میگه دوستت داره.

506
00:30:35,584 --> 00:30:36,835
‫مراقبش باش، تونی.

507
00:30:51,475 --> 00:30:53,435
‫کمک می‌خوای بچه‌ها رو ببری بخوابونی؟

508
00:30:55,854 --> 00:30:57,356
‫می‌تونم خودم مواظب بچه‌هام باشم.

509
00:31:11,495 --> 00:31:12,580
‫تا دم در بدرقه‌ات می‌کنـم.

510
00:31:19,503 --> 00:31:22,715
‫پسر، دیک، ما خودمون رو واسه‌ت تیکه و پاره کردیم،
‫توی عوضی چی کار کردی؟ هیچی.

511
00:31:22,798 --> 00:31:24,300
‫تو یه جونور سنگ‌دلی.

512
00:31:24,967 --> 00:31:27,886
‫همیشه بهترین برگ‌ها واسه‌ت رو می‌شه،
‫ولی اصلاً قدرش رو نمی‌دونی.

513
00:31:28,137 --> 00:31:29,805
‫انتظار ندارم بفهمی.

514
00:31:29,888 --> 00:31:31,015
‫ببین مادرخراب، من...

515
00:31:42,901 --> 00:31:44,069
‫و اینک، روشنایی!

516
00:31:44,153 --> 00:31:46,488
‫خب تونی، قول قوله.

517
00:31:46,572 --> 00:31:50,701
‫بزن دبلیو‌ای‌اِن‌بی.
‫مریدین داره عذرخواهی رو زنده پخش می‌کنه.

518
00:31:50,784 --> 00:31:52,202
‫دبلیو‌آی‌بی‌سی هم داره پخشش می‌کنه.

519
00:31:52,745 --> 00:31:55,205
‫اِم‌اِل بالاخره از سوراخش اومده بیرون، نه؟

520
00:31:57,041 --> 00:31:59,251
‫من صحبت‌های زیادی با اِم‌اِل داشتم.

521
00:31:59,335 --> 00:32:01,253
‫من و نفر اول شرکت،
‫گفتگوهای خوبی باهم داشتیم.

522
00:32:01,337 --> 00:32:05,174
‫بهت میگم، من تو زندگیم جلوی اِم‌اِل
‫نمایش‌های شاهکاری اجرا کردم.

523
00:32:05,257 --> 00:32:06,091
‫سنگ تموم گذاشتم.

524
00:32:06,175 --> 00:32:10,095
‫نمی‌خوام خودستایی کنمـا،
‫می‌دونی، ولی کارم حرف نداشت.

525
00:32:10,346 --> 00:32:11,597
‫حالا نوبت اِم‌اِلـه.

526
00:32:11,680 --> 00:32:15,809
‫خب آره. آره آره،
‫قطعاً با متن عذرخواهی موافقت کرده.

527
00:32:15,893 --> 00:32:18,187
‫داره شروع می‌شه. تمام و کمال، رفیق.

528
00:32:18,270 --> 00:32:21,315
‫برنامه‌مون رو قطع می‌کنیم
‫تا این پیام مهم رو به اطلاعـتون برسونیم.

529
00:32:22,566 --> 00:32:24,068
‫بیانیه‌ای که می‌خونم

530
00:32:24,151 --> 00:32:27,154
‫از طرف اِم‌اِل هال،
‫رئیس هیات‌مدیره‌ی مریدین تایید شده.

531
00:32:27,237 --> 00:32:30,407
‫این یک عذرخواهی رسمی
‫از آنتونی کیریتسیس است...

532
00:32:30,491 --> 00:32:31,533
‫اِم‌اِل کدوم گوریه؟

533
00:32:32,951 --> 00:32:35,079
‫کلیف؟ کلیف رو فرستادن؟

534
00:32:35,162 --> 00:32:36,538
‫در رابطه با آقای کیریتسیس.

535
00:32:37,873 --> 00:32:41,377
‫نقش شرکت مریدین با آیزنر در...

536
00:32:43,420 --> 00:32:46,715
‫نقشی که شرکت ما با آیزنرآسکو داشته

537
00:32:46,799 --> 00:32:48,550
‫در خصوص آقای کیریتسیس...

538
00:32:49,301 --> 00:32:52,721
‫و در سوق دادن اون‌ها به سمت
‫املاک دیگه. علاوه بر این...

539
00:32:54,598 --> 00:32:58,185
‫وقتی خودش عذرخواهی نمی‌کنه،
‫یعنی مسئولیتی قبول نکرده.

540
00:32:58,852 --> 00:33:02,481
‫من... حدس می‌زنم واسه بابات مهم نیست بمیری.

541
00:33:03,065 --> 00:33:05,776
‫آقای کیریتسیس باید بپذیره که آقای دیک هال

542
00:33:05,859 --> 00:33:09,196
‫شخصاً مسئول تصمیمات گرفته‌شده نبوده...

543
00:33:09,279 --> 00:33:10,114
‫شنیدی چی گفت؟

544
00:33:10,197 --> 00:33:13,409
‫کلیف نخودی شرکت میگه تو کاره‌ای نبودی.

545
00:33:13,492 --> 00:33:14,492
‫دستت درد نکنه.

546
00:33:16,578 --> 00:33:18,580
‫- تونی؟
‫- مادرجنده، فرد کجا رفت؟

547
00:33:18,664 --> 00:33:20,290
‫دارم وصلت می‌کنم. هکمن رو وصل کن روی خط.

548
00:33:25,295 --> 00:33:26,296
‫دبلیو‌آی‌بی‌سی.

549
00:33:26,380 --> 00:33:28,465
‫فرد هک رو می‌خوام. فرد هکمن کجاست؟

550
00:33:28,549 --> 00:33:29,383
‫بله، آقای کیریتسیس.

551
00:33:29,466 --> 00:33:31,927
‫فرد؟ تونیـه. اصلاً اوضاع خوب نیست.

552
00:33:33,220 --> 00:33:34,220
‫همونطور که انتظار می‌رفت.

553
00:33:35,305 --> 00:33:37,433
‫سلام تونی، فرد هستم. می‌شنوم.

554
00:33:37,516 --> 00:33:39,160
‫- کلینت، تماس رو روی آنتن وصل کن.
‫- نه، نکن.

555
00:33:39,184 --> 00:33:40,728
‫خیانت کلمه‌ی خیلی سنگینیـه،

556
00:33:40,811 --> 00:33:43,272
‫ولی فکر نمی‌کنم خیانت هم
‫حق مطلب رو ادا کنه.

557
00:33:43,355 --> 00:33:46,525
‫خب تونی، متاسفم که فکر می‌کنی
‫اون عذرخواهی کافی نبوده.

558
00:33:46,608 --> 00:33:51,739
‫این عذرخواهی اصلاً کافی نیست.
‫من می‌دونم، تو می‌دونی، اون‌ها هم می‌دونن.

559
00:33:51,822 --> 00:33:53,532
‫اگر می‌شد این آدم‌ها رو،

560
00:33:53,615 --> 00:33:55,951
‫این مدیرها رو، مدیرهای رده‌پایین رو،

561
00:33:56,034 --> 00:33:58,245
‫و شاید بعضی از کسانی که شغل مشخصی

562
00:33:58,328 --> 00:34:00,706
‫در بخش توسعه، بخش رهن،

563
00:34:00,789 --> 00:34:02,207
‫و بخش ساخت‌وساز دارن رو کشوند پای کار،

564
00:34:02,291 --> 00:34:05,461
‫و می‌شد ازشون اعتراف گرفت
‫که گفتگوها چی بوده،

565
00:34:05,544 --> 00:34:07,671
‫چی درباره‌ی کسب‌وکار شخصیِ من گفته شده...

566
00:34:07,755 --> 00:34:09,005
‫تونی، من درست...

567
00:34:09,089 --> 00:34:11,049
‫ترجیح میدن چی کار کنن،
‫چطور می‌تونیم این کار رو بکنیم...

568
00:34:11,132 --> 00:34:12,652
‫متاسفم تونی، اصلاً متوجه نمی‌شم...

569
00:34:12,676 --> 00:34:15,012
‫بهت بگم، اونقدر فجیع و تکان‌دهنده بود

570
00:34:15,094 --> 00:34:17,181
‫که حتی نمی‌تونستی روی کاغذ بیاریش.

571
00:34:17,264 --> 00:34:19,766
‫اگر این خانواده‌ی دروغگویان رو،

572
00:34:19,850 --> 00:34:21,393
‫اگر می‌شد گیرشون انداخت،

573
00:34:21,476 --> 00:34:25,563
‫و مجبورشون کرد چیزایی که می‌دونن رو بگن،
‫اونقدر کثافت‌کاری بود

574
00:34:25,647 --> 00:34:29,818
‫که این شرکت مجبور می‌شد
‫درِ تخمیش رو تخته کنه! گندش بزنن!

575
00:34:34,364 --> 00:34:36,199
‫باید یه نقشه‌ی دیگه بکشیم.

576
00:34:37,367 --> 00:34:39,828
‫دیک، تو یه دروغگوی پفیوزی.

577
00:34:42,246 --> 00:34:44,416
‫گندش بزنن. گندش بزنن.

578
00:34:44,500 --> 00:34:47,503
‫- فکر می‌کنی تهش چی میشه؟
‫- نمی‌دونم.

579
00:34:48,712 --> 00:34:51,799
‫ولی این رو می‌دونم که تا پنج دقیقه دیگه
‫اولین خبرت روی آنتنه.

580
00:34:51,882 --> 00:34:54,217
‫- پس شاید بد نباشه یه زنگی به والدینت بزنی.
‫- باشه.

581
00:34:56,386 --> 00:34:57,971
‫هی. کارت امروز عالی بود.

582
00:35:17,000 --> 00:35:24,000
آ و ا مـ ـو و ی

583
00:35:44,643 --> 00:35:48,480
‫امکان ورود از طریق کانال‌ها
‫از اینجا و اینجا هست.

584
00:35:49,273 --> 00:35:50,273
‫باید دست به کار بشیم.

585
00:35:54,570 --> 00:35:56,655
‫باشه. تارهای صوتی رو ریلکس می‌کنه.

586
00:35:56,738 --> 00:35:57,738
‫شجاعت مایع!

587
00:35:58,115 --> 00:36:00,659
‫- باشه. حله.
‫- بریم که رفتیم.

588
00:36:00,742 --> 00:36:03,537
‫- اوبی میگه یه خبرهایی داره.
‫- باشه، اول میرم سراغ اون.

589
00:36:03,620 --> 00:36:06,020
‫خانم‌ها و آقایون، چطوره بریم سراغ بخش خبری؟

590
00:36:08,917 --> 00:36:10,252
‫شب خوش. ساعت هشته.

591
00:36:10,544 --> 00:36:13,046
‫من فرد هکمن هستم
‫با بخش خبری دبلیو‌آی‌بی‌سی.

592
00:36:13,130 --> 00:36:17,092
‫بحران گروگان‌گیری کیریتسیس
‫وارد یازدهمین ساعت خودش می‌شه،

593
00:36:17,175 --> 00:36:20,262
‫در حالی که شرکت مریدین مورگیج
‫با قرائت یک عذرخواهی زنده

594
00:36:20,345 --> 00:36:23,765
‫از طرف اِم‌اِل هال، به یکی از
‫خواسته‌های کیریتسیس جامه‌ی عمل پوشوند.

595
00:36:24,224 --> 00:36:28,103
‫با این حال، آقای کیریتسیس
‫این عذرخواهی رو، نقل به مضمون،

596
00:36:28,186 --> 00:36:30,689
‫«کاملاً ناکافی» اعلام کرده.

597
00:36:31,106 --> 00:36:34,109
‫حالا بشنویم از داگ اوبراین،
‫خبرنگار دبلیو‌آی‌بی‌سی

598
00:36:34,192 --> 00:36:36,862
‫که به صورت زنده از محل حادثه
‫در آپارتمان‌های کرست‌وود با ما همراهه.

599
00:36:36,945 --> 00:36:38,280
‫داگ، چی باید بدونیم؟

600
00:36:38,989 --> 00:36:41,992
‫خب فرد، خبرهایی به دستم رسیده
‫که اوضاع وخیم شده.

601
00:36:42,075 --> 00:36:44,703
‫آقای کیریتسیس از عذرخواهیِ
‫شرکت مریدین خشمگین شده.

602
00:36:44,786 --> 00:36:47,164
‫و آیا همه‌ی‌ تلاش‌ها برای
‫حل این مسئله در جریان هست؟

603
00:36:47,414 --> 00:36:51,251
‫خب، با افزایش نگرانی‌ها برای سلامت دیک هال،
‫اوضاع متشنج گزارش شده.

604
00:36:51,335 --> 00:36:54,212
‫درسته، اما تا جایی که من می‌دونم،
‫با آقای هال در کل رفتار خوبی شده

605
00:36:54,296 --> 00:36:57,424
‫و آب و غذای کافی در اختیارش قرار گرفته.

606
00:36:57,507 --> 00:37:00,594
‫بله. اما خبر مهم اینه
‫که یگان امداد و نجات ارتش

607
00:37:00,677 --> 00:37:03,138
‫نقشه‌ای داره تا بدون منفجر شدنِ
‫مواد منفجره وارد ساختمون بشه.

608
00:37:03,221 --> 00:37:05,349
‫عذر می‌خوام. این خبر هنوز تایید نشده.

609
00:37:05,432 --> 00:37:06,432
‫شده، داگ؟

610
00:37:10,145 --> 00:37:11,980
‫- بله؟
‫- فرد، این چه کسشعریه؟

611
00:37:12,064 --> 00:37:13,523
‫جین، اونجا چه خبره؟

612
00:37:13,607 --> 00:37:17,361
‫تورو خدا به اون خبرنگار احمق بگو
‫هیچ خبری نیست.

613
00:37:17,861 --> 00:37:19,464
‫هی، می‌تونی گلگر رو وصل کنی روی خط، لطفاً؟

614
00:37:19,488 --> 00:37:22,074
‫- وصلش کن.
‫- دارم وصلش می‌کنم.

615
00:37:22,157 --> 00:37:24,326
‫داگ، رئیس گلگر رو روی خط دارم

616
00:37:24,409 --> 00:37:26,662
‫که خبری که الان گزارش کردی رو تکذیب می‌کنه.

617
00:37:26,745 --> 00:37:29,373
‫رئیس گلگر، شما روی آنتن زنده هستید.

618
00:37:29,456 --> 00:37:31,375
‫در حال حاضر هیچ نقشه‌ای

619
00:37:31,458 --> 00:37:34,127
‫برای ورود یگان خنثی‌سازیِ بمب
‫به آپارتمان تونی وجود نداره.

620
00:37:34,211 --> 00:37:36,713
‫- درست میگم؟
‫- نه. خیر. هیچ نقشه‌ی ورودی نیست.

621
00:37:36,797 --> 00:37:39,675
‫به ارواح عمه‌ات، کل ساختمون رو می‌فرستم هوا!

622
00:37:40,717 --> 00:37:43,220
‫- باشه. رئیس گلگر...
‫- اینقدر این درِ کیری رو نکوب!

623
00:37:43,303 --> 00:37:45,847
‫هرگونه ورود قریب‌الوقوع رو
‫قویاً تکذیب می‌کنه.

624
00:37:46,640 --> 00:37:49,393
‫مادرجنده. مادرجنده. گوش کن.

625
00:37:49,476 --> 00:37:51,853
‫بلند شو! بلند شو پاشو کثافت!

626
00:37:52,229 --> 00:37:54,272
‫جهت شفاف‌سازی فرد،
‫یگان خنثی‌سازی بمب قرار نیست...

627
00:37:54,356 --> 00:37:58,151
‫منطقه رو خالی کنید!
‫مواد منفجره! خالی کنید! خالی!

628
00:38:00,112 --> 00:38:03,615
‫اوضاع بالا گرفته و من دقیقاً...

629
00:38:04,491 --> 00:38:05,742
‫یا خدا.

630
00:38:07,869 --> 00:38:08,787
‫کثافت.

631
00:38:08,870 --> 00:38:10,372
‫- چی کار کنیم؟
‫- صبر کن.

632
00:38:10,455 --> 00:38:11,873
‫همین الان زنگ بزن به تونی.

633
00:38:11,957 --> 00:38:17,295
‫به نظر می‌رسه ارتباطمون رو با داگ اوبراین
‫در محل حادثه از دست دادیم

634
00:38:17,379 --> 00:38:19,673
‫در حالی که دارن آپارتمان‌های کرست‌وود رو
‫تخلیه می‌کنن.

635
00:38:19,756 --> 00:38:22,634
‫بعد از این پیام‌ها،
‫خبرهای بیشتری از این ماجرا میگیم.

636
00:38:31,977 --> 00:38:32,978
‫تونی، منم فرد.

637
00:38:33,061 --> 00:38:36,398
‫یه حرومزاده‌ای همین الان توی
‫ایستگاه رادیوییت یه چیزی پخش کرد،

638
00:38:36,773 --> 00:38:38,358
‫و حالا دارن در موردش دروغ میگن.

639
00:38:38,442 --> 00:38:39,609
‫به من نگو چی شنیدم.

640
00:38:39,693 --> 00:38:41,796
‫- باشه تونی. فقط گوش کن. لطفاً.
‫- خودم می‌دونم چی شنیدم.

641
00:38:41,820 --> 00:38:44,322
‫- شما یه مشت دروغگوی کیری هستین!
‫- دوباره بهش زنگ بزن.

642
00:38:56,168 --> 00:39:00,172
‫- باشه. تونی...
‫- خودم خیلی خوب می‌دونم چه کوفتی شنیدم.

643
00:39:00,255 --> 00:39:03,467
‫حالا میگن من توهم زدم؟
‫این دیگه چه صیغه‌ایه؟

644
00:39:03,550 --> 00:39:05,886
‫باشه تونی، آروم باش.
‫خودت می‌دونی که بهت دروغ نمیگم.

645
00:39:05,969 --> 00:39:07,554
‫به من نگو چی شنیدم، فرد.

646
00:39:07,637 --> 00:39:10,599
‫خودم می‌دونم چه کوفتی شنیدم.
‫همش تقصیر توئه!

647
00:39:10,682 --> 00:39:13,769
‫از این وضع خوشم نمیاد. می‌شنوی؟
‫اصلاً خوشم نمیاد. تقصیر توئه.

648
00:39:14,686 --> 00:39:16,046
‫باید پشت خط نگهش داری.

649
00:39:16,521 --> 00:39:18,166
‫- کلینت، دوباره پخشش کن.
‫- منظورت چیه دوباره پخشش کنم؟

650
00:39:18,190 --> 00:39:19,584
‫- یه دقیقه دیگه برمی‌گردیم، فرد.
‫- یا خدا.

651
00:39:19,608 --> 00:39:21,193
‫خیلی‌خب. آره کلینت، دوباره پخشش کن.

652
00:39:29,785 --> 00:39:31,036
‫- اشغاله.
‫- دوباره بگیر.

653
00:39:34,372 --> 00:39:35,957
‫- من یکی از اینا برمی‌دارم.
‫- آره آره.

654
00:39:40,253 --> 00:39:41,933
‫هنوز اشغاله.
‫فکر کنم تلفن رو قطع کرده.

655
00:39:42,672 --> 00:39:45,509
‫باید از طریق رادیو باهاش حرف بزنی.
‫بهش بگو که درکش می‌کنی.

656
00:39:45,592 --> 00:39:46,968
‫بهش بگو اشتباه شده.

657
00:39:47,052 --> 00:39:49,554
‫اشتباه رو گردن بگیر،
‫اما نگو که از قصد بوده.

658
00:39:51,515 --> 00:39:53,600
‫- تونی؟
‫- نه، تونی کیری نیستم.

659
00:39:53,683 --> 00:39:55,727
‫برام مهم نیست چه چرت و پرتی میگی
‫تا برگردونیش،

660
00:39:55,811 --> 00:39:57,604
‫اما هر چی هست همین الان بگو.

661
00:39:59,439 --> 00:40:01,525
‫مک‌نالیـم. بهشون گفتی عقب بکشن؟

662
00:40:01,608 --> 00:40:05,487
‫آره لعنتی، بهشون گفتم عقب بکشن.
‫تو کار خودتو بکن، منم کار خودمو می‌کنم.

663
00:40:05,570 --> 00:40:08,490
‫- فرد، ده ثانیه بیشتر وقت نداریم.
‫- یادت باشه، تونی تو رو انتخاب کرد.

664
00:40:15,747 --> 00:40:17,582
‫من فرد هکمن هستم، از رادیو دبلیو‌آی‌بی‌سی.

665
00:40:18,583 --> 00:40:22,254
‫روال عادی برنامه‌مون رو قطع می‌کنیم.

666
00:40:22,838 --> 00:40:24,965
‫بخش خبری امشب با گزارشی شروع شد

667
00:40:25,048 --> 00:40:27,759
‫از آپارتمان‌های کرست‌وود که اشتباه بود.

668
00:40:28,135 --> 00:40:32,764
‫نه تیم خنثی‌سازی بمب و نه گروه ضربت
‫قرار نبود وارد ساختمون تونی کیریتسیس بشن.

669
00:40:32,848 --> 00:40:38,019
‫تکرار می‌کنم، رئیس گلگر تایید کرد که هیچ
‫برنامه‌ای برای ورود به آپارتمان تونی ندارن.

670
00:40:38,103 --> 00:40:42,399
‫از طرف رادیو دبلیو‌آی‌بی‌سی،
‫بابت سوتفاهم پیش اومده عذرخواهی می‌کنم.

671
00:40:42,482 --> 00:40:45,777
‫این اشتباه ما بود،
‫یه اشتباه خیلی بزرگ.

672
00:40:46,987 --> 00:40:48,989
‫اما حالا مردم، اگه اجازه بدین،

673
00:40:49,072 --> 00:40:51,908
‫می‌خوام با دوستم تونی کیریتسیس صحبت کنم،

674
00:40:51,992 --> 00:40:53,493
‫همینجا، مستقیم از پشت رادیو.

675
00:40:55,912 --> 00:40:58,039
‫سلام تونی. چطوری؟ منم فرد.

676
00:41:01,001 --> 00:41:04,004
‫ببین. من گفتم هیچوقت
‫بهت دروغ نمیگم و نگفتم.

677
00:41:04,171 --> 00:41:05,589
‫پس می‌خوام بهم گوش کنی.

678
00:41:05,672 --> 00:41:11,720
‫می‌خوام حرفمو باور کنی وقتی میگم
‫گروه ضربت داره عقب می‌کشه، تونی.

679
00:41:11,803 --> 00:41:14,598
‫می‌دونم که تو جنگ کُره خدمت کردی،

680
00:41:14,681 --> 00:41:17,225
‫و فکر کنم بدونی که منم
‫توی جنگ جهانی دوم بودم.

681
00:41:18,351 --> 00:41:21,438
‫من و تو جفت‌مون می‌دونیم گیر افتادن توی...

682
00:41:21,521 --> 00:41:22,981
‫چیزی که بهش میگن غبار جنگ چه حسی داره.

683
00:41:24,316 --> 00:41:25,650
‫البته خیلی وقتا،

684
00:41:25,734 --> 00:41:28,278
‫جناح راست اصلاً نمی‌دونه
‫جناح چپ داره چیکار می‌کنه.

685
00:41:29,279 --> 00:41:31,990
‫فکر کنم امشب دوباره پا گذاشتیم توی همون غبار.

686
00:41:32,741 --> 00:41:37,120
‫حالا، امیدوارم بتونی منو اینجا ببینی تونی،
‫که درست کنارت وایسادم.

687
00:41:37,204 --> 00:41:39,998
‫و امیدوارم بتونی ببینی
‫که همه‌ی مردم ایندیاناپلیس هم،

688
00:41:40,081 --> 00:41:42,000
‫اونا هم درست کنارت وایسادن.

689
00:41:42,083 --> 00:41:44,419
‫پس اگه می‌تونی بهم زنگ بزن، تونی،

690
00:41:44,502 --> 00:41:48,423
‫قول میدم اون سر خط منتظرت باشم...

691
00:41:50,050 --> 00:41:51,176
‫و آماده‌ی شنیدن حرفات.

692
00:41:54,137 --> 00:41:56,389
‫تا وقتی منتظریم، چند کلمه
‫از اسپانسرهامون می‌شنویم.

693
00:41:56,473 --> 00:42:00,018
‫تونی لطفاً، یه زنگ بهمون بزن.

694
00:42:46,106 --> 00:42:49,067
‫می‌خوای چی کار کنی فرد؟
‫داریم سکوت پخش می‌کنیم روی آنتن.

695
00:42:57,617 --> 00:42:58,702
‫تونی، هستی؟

696
00:43:30,608 --> 00:43:32,110
‫سلام، فرد هکمن هستم.

697
00:43:34,779 --> 00:43:35,779
‫سلام رفیق.

698
00:43:37,282 --> 00:43:38,366
‫ما زنده‌ایم.

699
00:43:44,622 --> 00:43:47,584
‫از شنیدنش خوشحالم تونی.
‫خوشحالم که صداتو می‌شنوم. حالت چطوره؟

700
00:43:47,667 --> 00:43:49,836
‫دیک هال چطوره؟ حال جفتتون چطوره؟

701
00:43:50,795 --> 00:43:54,841
‫دیک میگه یه چیزی می‌خواد
‫که یکم آرومش کنه. مگه نه، دیک؟

702
00:43:56,217 --> 00:43:58,345
‫حیف شد که اون آبجوی پی‌بی‌آر رو ریختی دور.

703
00:44:00,847 --> 00:44:04,768
‫دیک شاکیه که چرا تنها پی‌بی‌آری که برامون
‫مونده بود رو ریختم توی فاضلاب کیری.

704
00:44:06,978 --> 00:44:09,397
‫خب تونی، فکر کنم بتونم از طرف همه اینجا بگم

705
00:44:09,481 --> 00:44:11,775
‫که الان همه‌مون دلمون یه نوشیدنی می‌خواد.

706
00:44:11,858 --> 00:44:13,068
‫برای شنونده‌هامون میگم،

707
00:44:13,151 --> 00:44:15,195
‫امشب تجربه‌ی خیلی دلهره‌آوری بود.

708
00:44:15,278 --> 00:44:19,824
‫اما خوشحالم که بگم،
‫خدا رو شکر، حال همه‌مون خوبه.

709
00:44:20,367 --> 00:44:22,494
‫من فرد هکمن هستم، از اخبار دبلیو‌آی‌بی‌سی.

710
00:44:22,577 --> 00:44:24,329
‫این یعنی یه کار رادیویی درست و حسابی.

711
00:44:24,704 --> 00:44:26,456
‫- کارت عالی بود، فرد.
‫- ممنون بچه‌ها.

712
00:44:27,123 --> 00:44:31,586
‫خب بعد از اینکه کار بن تموم شد، من اخبار محلی رو میگم،
‫بعدش پاس میدم به تو برای مصاحبه با اِفی کیریتسیس.

713
00:44:31,669 --> 00:44:32,989
‫- باشه.
‫- اِفی کیریتسیس دیگه چیه؟

714
00:44:33,046 --> 00:44:36,132
‫بخش من یه مصاحبه با اِفی کیریتسیس، خواهرشه.

715
00:44:36,216 --> 00:44:38,819
‫- تونی یه بار اونو گروگان گرفته بود...
‫- نه نه نه. ما این کارو نمی‌کنیم.

716
00:44:38,843 --> 00:44:41,471
‫- چی؟ وایسا ببینم. چی؟
‫- من... فرد...

717
00:44:42,055 --> 00:44:43,348
‫خودت دیدی همین الان چی شد.

718
00:44:44,057 --> 00:44:45,308
‫نزدیک بود یه پایان فاجعه‌بار داشته باشیم،

719
00:44:45,392 --> 00:44:47,453
‫اونم فقط به خاطر چیزی که تونی
‫از شبکه‌ی خبری تو شنید.

720
00:44:47,477 --> 00:44:50,438
‫این اصلاً قابل مقایسه با تهدید
‫حمله‌ی گروه ضربت نیست.

721
00:44:50,522 --> 00:44:53,334
‫برنامه‌تون برای کنترل روانی
‫آدمی که قاطی کرده چیه؟

722
00:44:53,358 --> 00:44:54,984
‫می‌تونم بگم چی نیست.

723
00:44:55,068 --> 00:44:58,172
‫این نیست که خاطرات دردناکش رو
‫بکشیم بیرون که توی جمع تحقیر بشه.

724
00:44:58,196 --> 00:45:00,782
‫اما خواهرش اونو بخشیده.
‫این یه بخش مهم از...

725
00:45:00,865 --> 00:45:01,699
‫من دارم از ظرافت کار حرف می‌زنم.

726
00:45:01,783 --> 00:45:03,969
‫دارم درباره‌ی مردی حرف می‌زنم
‫که یه شاتگان گذاشته پشت سر یکی.

727
00:45:03,993 --> 00:45:06,347
‫اگه اون خبرو پخش کنی،
‫دوباره همون اتفاقای امشب تکرار می‌شه.

728
00:45:06,371 --> 00:45:09,124
‫- و این دفعه دیگه اینقدر شانس نمیاریم.
‫- فرد.

729
00:45:10,583 --> 00:45:14,879
‫ما نمی‌ذاریم مامورای دولت
‫بهمون دیکته کنن چی پخش کنیم.

730
00:45:20,385 --> 00:45:23,263
‫اون راست میگه جینی. راست میگه.
‫از اولم حق با اون بود.

731
00:45:25,014 --> 00:45:26,266
‫این یه ریسکه.

732
00:45:28,977 --> 00:45:30,854
‫فکر نمی‌کنم ریسکی باشه
‫که بخوایم قبولش کنیم.

733
00:45:30,937 --> 00:45:32,564
‫متاسفم. خبر رو کنسل می‌کنیم.

734
00:45:33,106 --> 00:45:36,025
‫من هیرستون هستم، و شما
‫شنونده‌ی دبلیو‌آی‌بی‌سی هستید.

735
00:45:36,109 --> 00:45:38,611
‫کارتر توی اولین کنفرانس خبری رسمیش
‫بعد از مراسم تحلیف گفت،

736
00:45:38,695 --> 00:45:42,740
‫از آمریکایی‌ها می‌خواید
‫الان کمی از راحتی‌شون بزنن

737
00:45:43,074 --> 00:45:45,118
‫تا بعداً اقتصاد قوی‌تری داشته باشیم.

738
00:45:46,536 --> 00:45:49,497
‫انتظار میره رئیس‌جمهور یه سری برنامه‌های جدید
‫برای صرفه‌جویی پیشنهاد بده...

739
00:45:50,707 --> 00:45:51,875
‫به چیزی که گفتم فکر کن.

740
00:45:54,294 --> 00:45:56,379
‫درباره‌ی رادیو به من درس نده.

741
00:45:57,255 --> 00:46:01,759
‫من اون موقعی که ژنرال فرانکو
‫توی جزایر قناری گیر افتاده بود، کار رادیو می‌کردم.

742
00:46:01,843 --> 00:46:03,303
‫ماه گذشته یه خرده بالا رفت،

743
00:46:03,386 --> 00:46:07,807
‫اما اشتغال یکم افت کرد،
‫و حالا توی کل کشور روی ۷.۸ درصده.

744
00:46:08,558 --> 00:46:11,895
‫اخبار ملی همین بود. ده دقیقه از ساعت گذشته.
‫برمی‌گردیم پیش تو، فرد.

745
00:46:11,978 --> 00:46:14,647
‫ممنون بن.
‫اینجا اخبار دبلیو‌آی‌بی‌سی با فرد هکمنه.

746
00:46:14,731 --> 00:46:16,750
‫در اخبار محلی، جشنواره‌ی زمستونی
‫دیشب تموم شد

747
00:46:16,774 --> 00:46:19,611
‫با اینکه هوای جمعه و شنبه خراب بود،
‫استقبال خیلی خوبی ازش شد.

748
00:46:34,417 --> 00:46:35,960
‫وضعیت خیلی ناجوریه، فرد.

749
00:46:39,881 --> 00:46:42,761
‫اون خبری هم که داریم درباره مریدین
‫کار می‌کنیم رو هم می‌خوای کنسل کنی؟

750
00:46:43,009 --> 00:46:46,387
‫یه زمانی، مطبوعات نمی‌گفتن
‫که رزولت روی ویلچره.

751
00:46:47,055 --> 00:46:48,556
‫یه جوری میگی انگار چیز خوبیه.

752
00:46:50,391 --> 00:46:51,809
‫- تو باشی چی کار می‌کنی؟
‫- نمی‌دونم.

753
00:46:51,893 --> 00:46:53,311
‫اما من واسطه نیستم.

754
00:46:53,394 --> 00:46:55,855
‫من فقط خبر رو هر جا که بره گزارش می‌کنم.

755
00:46:55,939 --> 00:46:57,690
‫اما تو، الان مذاکره‌کننده‌ی ارشد اونی، فرد.

756
00:46:57,774 --> 00:47:00,374
‫- فقط می‌خوام کار درست رو انجام بدم.
‫- الان این حرفت چقدر جواب میده؟

757
00:47:05,448 --> 00:47:08,117
‫بهتره اونا رو کمتر بکشی. آخرش می‌کشنت.

758
00:47:13,039 --> 00:47:15,792
‫تماس‌گیرنده عزیز، دی‌جی ریکسی هستم و
‫اینم برنامه‌ی پیگز پاور آوره.

759
00:47:15,875 --> 00:47:17,752
‫اسمـت چیه؟ چه آهنگی می‌خوای؟

760
00:47:18,336 --> 00:47:21,756
‫سلام، من مریلینـم. می‌خوام آهنگ
‫کَری آن ویوِرد سان رو پخش کنی.

761
00:47:21,839 --> 00:47:26,219
‫و تونی، اگه داری می‌شنوی،
‫باید بدونی، همونجوریـه که فرد گفت.

762
00:47:26,302 --> 00:47:27,720
‫ایندی پیشتـه عزیزم.

763
00:47:28,500 --> 00:47:48,500


764
00:48:48,968 --> 00:48:52,347
‫تونی! تونی! تونی!

765
00:48:52,430 --> 00:48:56,851
‫تونی! تونی! تونی!

766
00:48:56,934 --> 00:48:59,228
‫تونی! تونی!

